معماری،طراحی،فرم،مدرسه،فرهنگسرا،پلان ساختمان،پلان
www.rezaei.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1391ساعت 17:1  توسط امین رضایی  | 

http://icivil.ir/ircad/up/uploads/13046777131.jpg


http://icivil.ir/ircad/up/do.php?id=117

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1391ساعت 11:9  توسط امین رضایی  | 

http://icivil.ir/ircad/up/do.php?id=270


دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1391ساعت 10:50  توسط امین رضایی  | 

1- عمليات خاكي

به طور كلي عمليات خاكي مشتمل است بر: تميز كردن بستر و حريم منطقه مورد نظر از درختان و ريشه گياهان، برداشت خاكهاي نباتي و نامرغوب، خاكبرداري، گودبرداري، خاكريزي و كوبيدن خاك و بالاخره كارهاي حفاظتي به منظور اجراي عمليات فوق.

1-1-  خاكبرداري و گودبرداري

منظور از خاكبرداري و گودبرداري عبارتست از برداشت خاكهاي محوطه، گودبرداري پي ساختمانها و محل ابنيه فني تأسيسات، برداشت خاك از منابع قرضه با وسايل، تجهيزات و ماشين‌آلات مورد تأييد تا تراز و رقومهاي خواسته شده در نقشه‌هاي اجرايي و دستورالعملهاي دستگاه نظارت.

مصالح نامناسب، بايد از محل كارگاه خارج و با نظر دستگاه نظارت در محلهاي مناسب تخليه و به شكل مورد قبول، پخش و رگلاژ شود. در صورت وجود آبهاي زيرزميني يا آبهاي روان سطحي، عمليات خاكي بايد همواره با زهكشي و حفاظت بدنه و جدار گود، به طور همزمان انجام گردد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 13:0  توسط امین رضایی  | 

مقررات کلی

مبحث سوم ( مقررات ملی ساختمان )

1ـ بر اساس ضوابط مبحث سوم مقررات ملی ساختمان ، هر بنا باید به راههای خروج اصلی و بدون مانع مجهز گردد تا در صورت بروز حریق در آن ، خروج به موقع یا فرار به هنگام همه متصرفان به راحتی میسر باشد . به این منظور باید نوع ، تعداد ، موقعیت و ظرفیت راههای خروج در هر بنا با توجه به وسعت و ارتفاع همان بنا ،متناسب با ویژگیهای ساختمان و 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 12:53  توسط امین رضایی  | 

فرم و خلق فضا

فرم را می‌توان زبان فضا دانست؛ چرا که آنچه را معماران در فضا می‌خواهند بیان کنند را با توجه به فرم بیان می‌کنند به همین دلیل فرم دارای اهمیت ویژه‌ای در آفرینش فضا است. اهمیت فرم را می‌توان در دوره معاصر جست‌وجو کرد یا به نوعی از زمان جدایی دو هنر نقاشی و مجسمه‌سازی از معماری، معماران برای ایجاد نوعی استقلال، به فرم اهمیت دادند، اما این مطلب گویای این نیست که فرم در معماری گذشته دارای اهمیت نبوده در واقع دنیای درونی و خاص هر فرد تا ابراز نگردیده از طرف مخاطبان مورد نقد قرار نمی‌گیرد که این ابراز را می‌توان در معماری، تحت عنوان فرم بیان داشت که اتصالی درونی را بین ناظر و فضا به وجود می‌آورد در واقع می‌توان فرم را زبانی یا واسطی برای انتقال مفهوم فضا به انسان بیان نمود که به عنوان ابزاری کار‌آمد در اختیار طراحان و 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 12:50  توسط امین رضایی  | 

بخش های مختلف فرهنگسرا(بعضی الزامی و بعضی وابسته به نظر طراح دارد.)

http://www.farsicad.com/wp-content/uploads/2011/08/Culture-1-www.farsicad.com_-300x211.jpg
۱- لابی اصلی و زیر مجموعه های آن شامل :

فضای انتظار و نشیمن
فروش اغذیه
محل نگهداری کودکان
عناصر خدمات عمومی مانند باجه های تلفن و اینترنت
عناصر دسترسی عمودی مانند رمپ .پله وآسانسور

 

2- غرفه های فروش محصولات فرهنگی و هنری

۳- سایت اداری شامل :
اتاق کنفرانس
اتاق ریاست
دفاتر کار
بایگانی
آبدارخانه
سرویس های بهداشتی
محل انتظار ارباب رجوع و منشی

 

4- آمفی تاتر و سینما

 

5- کتابخانه

 

6- گالری نمایش آثار هنری

 

7- کلاس های و آتلیه های آموزشی شامل :
نقاشی
معماری
عکاسی
مجسمه سازی
لابراتوار زبان و … .

 

8- واحد سمعی بصری و سایت رایانه

 

9- رستوران یا کافی شاپ
http://www.farsicad.com/wp-content/uploads/2011/08/Culture-2-www.farsicad.com_-300x168.jpg
کتابخانه

میزان فضاهای کتابخانه : عوامل مؤثر بر تخصیص میزان فضاهای کتابخانه عبارتند از حجم مواد ومتون و بخصوص کتابها، میزان سطح که در کتابخانه اشغال می‌کنندو میزان جمعیت کتابخانه که از طریق میزان گردش کتابها در سال تعیین می‌گردد.

فضای مورد میاز برای محاسبه زیربنای یک کتابخانه طبق فرمولی بنام VSC استاندارد IFLA به دست می‌آید.

(۱۱۰ / تعداد کتابها) + (مقدار محلهای نشستن + ۷۲/۳) + (۴۳۰ / گردش کتابها) مثلا برای جا دادن ۱۱۰ کتاب یک متر مربع در نظر گرفته می‌شود. محل نشستن یک خواننده ۷۲/۳ متراست.

ابعاد و استانداردهای پیشخوان و برگه دان : حداکثر ارتفاع قفسه‌های فهرست معمولا به اندازه ارتفاع ۶ کشو است و در هر کشو نیز در حدود ۱۰۰ کارت جای می‌گیرد. فهرست معمولا در ارتباط مستقیم با میز امانت و میز اطلاعات مرجع قرار دارند و اغلب در مجاورت آنها مجموعه‌ای از کتابهای مرجع عمومی یا موارد استفاده همگانی نیز قرار می‌گیرند. از این رو محل قرار‌گیری فهرستها معمولا فضایی باز است که در نزدیک ورودی قرار دارد و بوسیله ردیفهایی از قفسه‌های فهرستها و پیشخوان بررسی و جستجو کشوها تشکیل شده است. وسعت چنین محلی برای ۴ ردیف قفسه‌های دو طرفه در حدود ۱۲ متر مربع برآورد می‌شود.

استاندارد ابعاد قفسه ها – عمق قفسه‌ها: در اغلب کتابخانه‌ها حداقل ۹۰% کتابها دارای عرضی کمتر از ۲۳۰ میلی‌متر هستند و عملا می‌توان قفسه‌های با عمق ۲۳۰-۲۰۰ میلی‌متر را استاندارد کرد. در صورت بکارگیری قفسه‌های دو طرفه با عمق ۴۵۰ میلی‌متر حتی صرفه‌حویی بیشتری در فضا به عمل می‌آید.

چنانچه نگهداری کتابهایی با ابعاد کمی بزرگتر مورد نظر باشد عمق ۴۹۰ میلی‌متر جوابگوست. طبق یک قاعده تجربی در یک کتابخانه ۸۰% قفسه‌ها ۲۰۰ میلی‌متری، ۱۵% آنها ۲۵۰ میلی‌متری و ۵% باقیمانده ۳۰ میلی‌متر هستند.

طول قفسه‌ها: طول استاندارد سالها برابر ۱۹۴۰ میلی‌متر بوده است. زیرا که پذیرفته شده بود که چشم خواننده توانایی دربرگرفتن بیش از این اندازه در یک نگاه ندارد. مطالعات بعدی اندازه بزرگتر تا ۲۲۲۰- میلی‌متر را نیز تایید کرد.

ارتفاع قفسه‌ها: ارتفاع کتابها بر فاصله میان طبقات و در نتیجه تعداد طبقات تاثیر می‌گذارد. در اکثر کتابخانه‌ها حداقل ۹۰% کتابها را می‌توان در طبقات مرکز تا مرکز ۲۸۰ میلی‌متر جای داد. به این ترتیب ۷ طبقه و یک پاخور ۱۵۰ میلی‌متری مجموعا ارتفاع ۲۱۲۰ میلی‌متر را برای قفسه‌ها به وجود می‌آورند که بالاترین قفسه در ارتفاع ۱۸۳۰ میلی‌متری با دسترسی آسان قرار می‌گیرد. در مورد معلولین ارتفاع مناسب و دسترسی ۱۳۷۰ میلی‌متر برای زنان و ۱۵۰۰ میلی‌متر برای مردان است. پایین‌ترین طبقه در ارتفاع ۳۰۰ میلی‌متری است و چهار طبقه ۲۸۰ میلی‌متری (۳۰۰ میلی‌متری) به درون آن می‌باشد.

استاندارد میزها: میزها از جمله مهمترین وسائل فضاهای مطالعه هستند.

میزهای یک نفره: رقم قابل قبول برای این میزها ۹۰۰×۶۰۰ میلی‌متر می‌باشد. این رقم گاهی برای راحتی بیشتر خواننده تا یک متر نیز افزایش می‌یابد. اگر چه جذابیت بیشتری دارند ولی جای زیادی اشغال می‌کنند.

میزهای ۲ نفره: میزهای ۲ نفره‌ای که از هم جدا نشده‌اند ظاهرا برای خوانندگانی که روبروی هم قرار می‌گیرند جذابیت چندانی ندارند ولی در صورت قرارگیری در یک سمت ابعاد پیشنهادی ۹۰۰×۱۲۰ میلی‌متر می‌باشد.

میزهای طولانی: میزهای طولانی قابلیبت جای دادن ۴ تا ۱۲ نفر را دارند. میزهای ۴ نفره از بروز شلوغی جلوگیری کرده و در عین حال نحوه قرارگیری آنها جذاب و انعطاف‌پذیر نیز می‌باشند. عرض آنها نباید از ۱۲۰۰ میلی‌متر کمتر باشد. فضای جانبی میان خوانندگان نیز لازم است حداقل ۹۰۰ میلی‌متر باشد. بین میزهای موازی باید حداقل ۱۸۰۰ میلی‌متر فاصله پیش‌بینی شود. در عین حال نباید در انتهای این میزها محلی را برای نشستن در نظر گرفت.

نورپردازی : نورپردازی باید فضائی راحت برای مطالعه را به وجود آورد. موجب خیرگی و خستگی نشود، میزان گرما را افزایش ندهد و به جلوه ساختمان بیفزاید، جهت برآوردن موارد ذکر شده دو نوع نور وجود دارد: نور مصنوعی و نور طبیعی.

نور پروژه هم از نور طبیعی و هم از نور مصنوعی سقفی استفاده شده است.

روشنایی توصیه شده:

اتاق‌های مطالعه (روزنامه و مجلات( ۲۰۰

میزهای مطالعه (کتابخانه‌های امانی( ۴۰۰

میزهای مطالعه (کتابخانه‌های مرجع( ۶۰۰

پیشخوان‌ها ۶۰۰

مخزان بسته ۱۰۰

صحافی ۶۰۰

فهرست‌بندی طبقه‌بندی و اتاق‌های مخزن ۴۰۰

آکوستیک : هیچ استاندارد مشخصی در مورد آکوستیک کتابخانه وجود ندارد اما اغلب حد تراز صداهای داخلی را ۵۰ دسیبل (dB) تعیین می‌کنند.

تهویه مطبوع : به منظور ایجاد بهترین شرایط برای نگهداری مواد و فنون فضا باید عاری از هر گونه گرد و غبار اعم از گاز، مایع و اسید باشد و دما و رطوبت تحت کنترل باشد، چنین شرایطی تنها با نصب دستگاه کامل تهویه مطبوع امکان‌پذیر است.

 

 

منبع :

www.FarsiCad.Com

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 12:47  توسط امین رضایی  | 

معماري روم

به نام خدا معماري روم موقعيت جغرافيايي روم:كشوري كه به نام روم معروف و شناخته شده شده است كشور تازه اي بود كه در كرانه هاي تيبر بنياد شد ، تسلط خود را بر نيمه باختري مديترانه برقرار ساخت و سرانجام دامنه آن را به همه سرزمينها گسترش داد. كشور روم از جنوب به صحرا از شمال به رود راين و دانوب و از خاور به دره دجله و فرات محدود بود. روم تسلط خود را بر سرزمين تمدن هاي كهن ، يعني مصر ، سومر ، بابل ،فلسطين ،فينيقيه و يونان برقرار ساخت و در خاور كاري را كه اسكندر آغاز كرده بود ادامه داد. بر زندگي و انديشه اقوام آن ناحيه تاثير وي‍ژگيهاي يوناني مآبي (هلني)را به جا گذاشت. يكي از مراكز مهم تمدني روم شبه جزيره ايتاليا بود كه از موقعيتي مركزي برخوردار است و از همه سو به سهولت به درياي مديترانه دسترسي داشت. ايتاليا به خاطر اوضاع جغرافيايش توانست دنياي مديترانه را به سوي خود جذب كند. در دوره باستان همه راهها به روم ختم مي شد و اكنون نيز راههاي فرهنگي نوين به روم به روم باستان باز مي گردد. در گذشته ايتاليا صرفاً به ناحيه شبه جزيره ايتالياي كنوني اطلاق مي شد و جزاير اطراف و جلگه پو خارج از اين قسمت قرار داشت. به اين ترتيب ايتاليا شبه جزيره بلند و باريكي بود كه مانند يونان كوهستاني و جلگه هاي كم وسعت و كوچكي داشت و رشته جبال آپنين با قله هايي كوتاهتر از 3000 متر سراسر آن را فراگرفته بود. دوره هاي مختلف سنگ، در ايتاليا كه مهمترين بخش روم باستان بود ، همانند ساير نقاط سپري گرديد. دوره مس در حدود 2500 سال پيش از ميلاد آغاز شد و به خصوص در جزاير اطراف گسترش يافت. در ساردني بناهاي متعددي كه با تخته سنگهاي بزرگ ساخته شده در نيمه اول هزاره ايتاليوت ها كه از خويشاوندان يونانيها محسوب مي شدند و به زبان هند و اروپايي تكلم مي كردند و با عناصر شمالي و آلپي امتزاج يافته بودند به اين سرزمين گام نهادند. اتروسك ها (آترورياييها): در حدود هزاره اول پيش از ميلاد ،اتروسك ها كه مدتها از منشا و سابقه انها اطلاعي در دست نبود به ايتاليا هجوم آوردند. اين اقوام كه مورد هجوم يونانيها قرار گرفته بودند، از آسياي صغير و از راه دريا به حدود ايتاليا آمده در زمينهايي كه به نام آنها معروف گرديد مستقر شدند و سكنه آن ناحيه را يعني امبري ها را به كوهستان راندند. اتروسك ها از نژاد مديترانه اي بودند. معماري اتروسكها: معماري اتروسكي شامل انواع مختلفي از جمله مقابر، معابد و... بوده است. يكي از نمونه هاي بارز اين معماري مقبره اي صخره اي است كه متعلق به قرن سوم ق.م است. اين مقبره در ناحيه اي به نام جروتري واقع است. ديوارها با نقوشي برجسته گچبري شده است. شكل اين مقبره كه در صخره تراشيده شده بيشتر شبيه به خانه اي است كه سقفش داراي الوار و ستونهاي چهار گوش بوده است. معابد: از ساختمان معابد اتروريايي فقط پي هاي سنگي آنها برجاي مانده است. ظاهراً اتروسك ها با آنكه در فن ساختمان سازي با سنگ به انواع مختلف مهارت كامل داشتند ، به دلايل ديني استعمال سنگ را در معماري معابد خود جايز نمي شمردند و طرح عمومي معابد اتروسكي شباهتي كلي با معابد ساده تر يوناني داشت. ولي اين شكل و فرم بيشتر به معماري روم منضم است. ساختمان معابد بر روي يك شالوده يا صفه سنگي استوار مي شد عرض معبد بيش از عرض مقصوره مركزي نبود و فقط با يك پلكان جنوبي به سطح زمين متصل مي شد در مقابل پلكان ،رواق ورودي عريض با دو رديف ستون بندي جانبي هر رديف مشتمل بر چهار ستون ، قرار داشت و انتهاي آن به مقصوره يا تالار اصلي معبد مي پيوست. مقصوره معمولاً به سه بخش تقسيم مي شد ، زيرا عقيده به خدايان سه گانه كه در واقع پيشگامان ‍‍ژونو،ژوپيتر و منيرواي روميان بودند،پايه و اساس اصلي دين آنها را پديد آورد. معابد اتروسكي از نظر شكل و فرم در مقام و مقايسه با معابد يوناني خوش تناسب و زيبا نبودند در اين معابد جايي براي تزئينات باقي نمي ماند در صورتي كه معابد يوناني جايي مانند چهارگوشيهاي تزئيني و ... داشتند. بنا به نوشته نويسندگان رومي اتروسكها استاد مسلم فنون مهندسي و طراحي شهري و نقشه برداري بوده اند و در اين شكي نيست كه روميان بسياري چيزها را از آتروسكها آموختند. هر چند به طور مشخص نمي توان اندازه استفاده روميها از تكنيك معمار آتروسكي را مشخص كرد ، زيرا همانطوريكه اشاره شد به ندرت آثاري از معماري نخستين رومي برسطح زمين باقي مانده است. به طور قطع معبد رومي بسياري از عناصر معماري آتروسكي را گرفته و به خود منضم نموده است. به طوريكه بايد اذعان نمود كه خاستگاه دهليز سرگشاده (آتروسكي) خانه رومي آترويايي بوده است. ظاهراً در فن طراحي شهري و نقشه برداري ، آتروسكها بر يونانيها هم تقدم داشته اند. آتروسكها زمانيكه با زمينهاي مسطح مواجه شدند ، طرحي را بر اساس نقشه هاي مهندسي پديد آوردند و شهر هاي نوبنياد خود را با شبكه منظمي از معابر متلاقي بر محل تقاطع دو خيابان اصلي بر پا ساختند. اين دو خيابان به نامهاي كاردو (شمالي – جنوبي) و دكومانس(شرقي –غربي) شهر را به چهار محله يا ناحيه اصلي تقسيم مي كرد و در موارد لزوم ممكن بود هر يك از محلات توسعه يا تقسيمات بيشتر يابد. بايد اشاره كرد كه به احتمالات فراوان ،اتروسكها روشهاي پل سازي و احداث دژها و فاضلاب ها و آبروها را به روميان آموخته باشند. ولي متاسفانه آثار زيادي از ايشان برجاي نمانده است. فقط دروازه آگوست در پروجا است كه دروازه اي با عظمت و استوار است كه در سده دوم ق.م ساخته شده است. دروازه درميان دو برج مربعي كه از سنگ ساخته شده قرار گرفته است و به نوعي يادآور دروازه هاي بزرگ هيتي ، آشور و بابلي در مشرق زمين است . دروازه اگوست بعد ها در طاق نصرتها با مقياس كوچكترو دگرگون شده در نماي ظاهري نمودار گرديد و تاثير معماري آتروسكي بر معماري رومي با توجه به آثار اندكي كه باقي مانده قابل توجه و اهميت است. روميها :قدرت روم كه پس از آتروسكها بر ايتاليا حاكم گرديد ، اقوام و گروههاي ستيز جو را مطيع حكومت واحد گردانيد ، و سرانجام ملتهاي اروپاي غربي ،مديترانه ، خاور نزديك در زير يك پرچم ، و آنهم امپراتوري روم گرد آورد و مردماني با نژادها و زبانها و فرهنگها و سنتهاي مختلف در اين امپراتوري زندگي كردند كه برتونها ،گلها ، اسپانياييها ،آلمانيها،افريقايي ها ،مصريها ،يونانيها ،سوري ها و عربها نمونه هايي از آنها بودند. نبوغ روميان در عرصه كشورداري ، حقوق و... پرتوافكني كرده است. رومي ها كه منشا و سابقه حقيقي شهر باستاني رم را از ياد برده بودند به افسانه هايي در اين باره پرداختند. بر اساس يك روايت شهر رو در 753 ق .م بوسيله پادشاه رمولوس بنيانگذاري شد و نام خود را نيز از او گرفت . به روايت ديگردر 575 ق.م اترورياييها بر هفت تپه روم چيره شدند و ايشان بودند كه شهر رم را چون مركز دولتي سازمان يافته به وجود آوردند. اين شهر در ساحل چپ رود تيبر و بيست كيلومتري دريا در منطقه اي كه از تپه هاي متعدد پوشيده شده و معبر مناسبي ميان اتروري و لاسيوم بود ،قرار داشت. هر چند كه چگونگي شكل گيري و تكامل هنر و تمدن و حكومت در روم باستان ، هنوز به طور كامل مشخص نيست ، اما تاريخ مضبوط روم باستاني را در سه دوره پادشاهي ، جمهوري و امپراتوري تقسيم و هنر و معماري انرا بر اساس همين تقسيم و هنر و معماري آنرا بر اساس همين تقسيم بندي مطالعه مي كنيم. دوره پادشاهي (از سال 753 ق .م تا حدود سال 510 ق .م ) كه كمابيش جنبه افسانه اي داشت و فرمانروايي آن با پادشاهي مستبد در راس قدرت برپا بود. دوره جمهوري از سال 510 ق م. تداوم يافت كه در آن دو نفر كنسول كه براي مدت يك سال و از طرف مردم انتخاب مي شدند ، جاي شاه انجام وظيفه مي كردند. در آن دوره نظام كشور ، داراي مجلس سنا و هيئت قضاوت بود. ملت به دو طبقه اشرافيان يا خاصان و طبقه عوام يا زير دستان تقسيم مي شد. امپراتوري روم در دوره سوم از 27 ق.م با انتصاب آگوستوس به امپراطوري توسط مجلس سنا آغاز گرديد و در سال 395 ميلادي با مرگ تئودوليوس و تجزيه امپراطوري ،به روم شرقي (بيزانس) و روم غربي رو به زوال گذارد. در سه قرن پيش و پس از ميلاد ،دولت جمهوري و سپس امپراتوري روم به قدرت نظامي كم نظيري دست يافت ، و با پيروزي پي در پي به كشورگشايي ادامه داد،و نبردهايي هم با اشكانيان در ايران داشتند. در دوره امپراتوري كه دوران غرور و افتخار است در نخستين سده هاي پس از ميلاد مسيح كشور روم در ايجاد سازمانهاي ديواني و اجتماعي و لشكري ، و نيز در معماري شكوهمند و شهر سازي و احداث بناهاي عمومي و ميدانهاي اجتماع و داد و ستد و جايگاه هاي ورزشهاي قهرماني و راه و آبروها و حمامهاي پرتجمل و آمفي تئاتر ها و طاق نصرتها و ستونهاي يادبود تاريخي و كاخ و مقابراشرافي و مانند آن به مرتبه اي رسيد كه كم نظير بوده است. معماري رومي : همانطوريكه مردمان تحت حاكميت روميان متفاوت بودند ، معماري رومي نيز به غايت متنوع بود. هنر و معماري رومي اختلاط و التقاطي است از هنر اتروسكي ،يوناني ، آسياي غربي ،مصري و بومي. هنر رومي هر چند كه بسيار كند ودير خود را به عرصه ظهور رسانيد ،وليكن ماندگاري ويژه اي يافت. اين هنر و معماري ابتدا تحت تاثير هنر و معماري اتروسكي و پس از آن نيز متاثر از هنر يوناني شد. اما مشخصه هاي خاص خود را به دست آورد و در حقيقت تمدن و هنر غربي در يونان متولد و بوسيله روميها تقويت و گسترش يافت و هلنيسم يونان چنان در تمدن و فرهنگ آن روز دنيا ريشه گرفته بود كه دوري از آن مفهوم بيگانگي با تمدن را مي داد با آنكه يونان مغلوب روم بود ولي هنر هلني امپراتوري روم را فتح كرد. كليه آثار پر ارزش به ويژه تنديسهاي يوناني به قصرهاي امپراتوران و سرداران حمل و زينت بخش اين مكانها گرديد. تنديسهاي يوناني كه توسط هنرمندان رومي ساخته شده در بسياري از موزه هاي دنيا موجودند و نشانگر اوج هنر تنديس سازي عصرجمهوري است. به اعتقاد بسياري هنر رومي از هنر يوناني متولد گرديد. هنر رومي به واقع انتشار دهنده و نگهدارنده ميراث هنر يونانيان بوده است. ولي به اين نكته هم بايد اشاره نمود كه روميها به خواسته هاي هنري خويش دست يافتند و هنر رومي شكوه و جلال خاص خود را يافت. پس از آن هنر رومي الگوي هنرمندان دوره رنسانس گرديد. و علاوه بر اين هنر روم بر دوران صدر مسيحيت و تا سده هاي ميانه تاثير شگرفي بر فرمها و طرحهاي معماري داشت. قرنها كليساهاي دوران مسيحي از پلان باسيليكاي رومي استفاده كردند و محراب آنها متاثر از المان نيم دايره اي بود كه روميها در انتهاي دو بازوي عرضي باسيليكا تعبيه كرده بودند. معماري روم در دوره جمهوري : اين دوره از زمان پيروزي روميها بر اقوام مختلف ايتاليك و اتروسكها در سده پنجم پيش از ميلاد آغاز و تا قتل ژوليوس سزار در سال 44 ق.م ادامه يافت و جنگ روم به خاطر تسخير ايتاليا بيش از دويست سال به طول انجاميد و در آغاز سده سوم ق.م روميها توانستند بر تمامي شبه جزيره آپنين مسلط گردند. اين دوره اختصاص به كشور گشايي و استقرار و تحكيم امپراطوري روم داشت. روميها در نبرد با كارتاژها پيروزشدند و بر مديترانه غربي مسلط گرديدند و متصرفات خود را در شرق با تسخير يونان ، مصر و سوريه ادامه دادند و وراث بزرگترين تمدنها گرديدند و اسيران بسياري را از سرزمينهاي متصرفه گرفتند. در بعضي از بازارهاي برده فروشي روم روزانه 10 هزار اسيربه فروش مي رفت و اين پشتوانه مهمي در اقتصاد روم گرديد ، اضافه بر اين از وجود بردگان در فعاليتهاي ساختماني استفاده مي كردند و حتي براي سرگرمي از آنها به عنوان گلادياتور در نبرد با حيوانات در تئاترها لذت مي بردند. همانطوريكه اشاره گرديد دوره جمهوري اختصاص به كشورگشايي و تحكيم امپراطوري در قلمرو گسترده خود داشت و اين مسئله موجب گرديد كه هنر رومي هنوز در سيطره هنر هلنيسم باشد. اين دوره را مي توان دوره نفوذ قابل توجه هنر يوناني قلمداد نمود. استقلال هنر رومي از هنر ايده آل جو و آرمان گراي يوناني در جريان كپيه سازي از تنديسهاي يوناني و علاقه خاص روميها به شبيه سازي چهره رهنمون نموده و اين آغاز رئاليستي كاملاً متضاد با هنر كمال گراي يوناني است. روميها علاقه فراواني به نگهداشتن تصاوير (تنديس موميايي صورت) اجداد خود در خانه داشتند و به ويژه علاقه مند بودند كه اين مجسمه ها بيشتر شباهت به صاحبانشان داشته باشند در اين زمينه هنرمندان رومي كوشيدند كه چهره مورد نظر را واقعي تر بازسازي كنند ،به اين سبب زشتي يا زيبايي صاحب چهره براي آنها چندان اهميتي نداشت و اين درست برخلاف ايده هاي زيبايي پرستانه و كمال مطلوب يونان بود و از همين جا هنررومي از هنر يوناني متمايز مي گردد. معماري اين دوره بيشتر متوجه شهر سازي متوجه شهر سازي و برنامه ريزي شهري بود. معماري پرستشگاهها چندان مورد توجه نبود و معبدي كه ساخته مي شد،در پلان و عناصر تشكيل دهنده متاثر از معماري يوناني و اتروسكي بود. معبد موضوع خاصي براي معماران رومي نبود ، بلكه موضوع خاصي براي معماران رومي نبود، بلكه موضوع اصلي كارهاي ايشان در ساختن ساختمانها و ابنيه بزرگ و عمومي خلاصه مي شد. از بناهايي كه در اين دوره ساخته شدند، مي توان به معابدي همانند فورتاناويريليس كه در اواخر سده دوم ق .م در شهر رم ساخته شده اشاره نمود كه يك نمونه از اين نوع معماري است. اجزاي ساختماني اين بنا تركيبي از عناصر هنر معماري اتروسكي و يوناني است اما در عين حال يك معبد رومي است يعني خصوصيات معماري رومي در آن برجسته است. معبد به شيوه اتروسكي بر روي سكويي نسبتاً بلند بنا گرديده و از طرفي در نگاه نخست كل بنا يك معبد به سبك ايونيك جلوه مي كند. اما نكته حائز اهميت اين است كه مقصوره اصلي معبد در اندازه كل معبد است ، در صورتيكه در معابد يوناني در پيرامون مقصوره يك رديف ستون قرار داده شده است، در حاليكه در معماري رومي معبد دور ستوني به نظر مي رسد، اما دور ستوني نيست ،بلكه ستونها در ديواره مقصوره تعبيه شده اند،و مقصوره نيز برخلاف مقصوره هاي معابد اتروسكي به سه بخش تقسيم نشده است بلكه شامل فضايي واحد است. روميها بر خلاف يوناني ها نياز بيشتر به فضاي داخل معبد داشتند.ساختن معبد بر سكوو تاكيد بر مسير محور ورودي بوسيله پله هايي كه به رواق مقابل منتهي مي گردند ، از خواستهاي معماري رومي بود، زيرا اين روش پيكره وار بودن معبد را كاهش مي دهد و اين برخلاف نقطه نظرهاي يونانيان بوده است. اين معبد بنايي بود كه بعد ها نيز نمونه هاي بسياري همانند آن در سراسر امپراطوري ساخته شده است. معبد سيبول:اين معبد در سده نخست ق .م در شهر تيولي ساخته شده است. در معبد مذكور خصوصيات معماري رومي مشخص تر مي گردد، در اينجا ستونهاي كورنتي بر خلاف ستونهاي يوناني كه از چند قطعه سنگهاي استوانه اي تشكيل مي يافتند يكپارچه هستند و ديوار مقصوره اصلي كه يونانيها آنرا با سنگ مي ساختند در اين معبد از بتن ساخته شده و در تزئين كتيبه آن بر خلاف كتيبه هاي معابد يوناني كه با پيكره ها تزئين مي شدند از حلقه هاي گل كه مورد علاقه روميها بوده استفاده شده است، به طور كلي معماري دوره جمهوري سازماندهي شهرها و ساختن بناهاي عظيم يادماني است كه از آن نمونه ها مي توان به مجموعه پرستشگاه هاي سانتوريا اشاره نمود. در اين بنا ها عناصر معماري يوناني با ايده هاي رومي تلفيق شده است. بايد خاطر نشان كرد كه يكي از موفقيت هاي عمده در معماري روم دستيابي به ملاتي جديد بود، كه آنرا مي توان بتن ناميد. اين ماده تركيب آهك ، آب و خاك آتشفشاني كه در آن منطقه وجود داشته ساخته مي شده است و خاصيت چسبندگي بالايي داشته و روميها از آن در بناها استفاده شاياني برده اند. اين ملات به روميها اين امكگان را مي داد تا بتوانند دهانه هاي بزرگ و فضاهاي وسيع را بدون استفاده از ستون و تير بپوشانند و براي نخستين بار مسئله فضاهاي داخلي از طرف روميها بود كه مورد تاكيد قرار گرفت. معبدهاي رومي داراي فضاهاي وسيع تري نسبت به معابد يوناني و مصري بودند ، درمعماري مصر ويونان بازي با احجام مطلوبست، بويژه در معماري مصري كه معماري جرمي است. مصريها با استفاده از جرم و حجمهاي غول آسا كه در اهرام و به ويژه معابد سردار مشهود است ، معماري خويش را بيان داشته اند. معماري يوناني با اينكه جلوه اي انساني و معقول و منطقي دارد ولي در آن همواره تلاش در بيان زيبايي و مطرح كردن ساختمان به عنوان يك حجم بوده است و به خاطر استفاده از سيستم تير افقي و ستونهاي عمودي و محدوديت اين روش در پوشش دهانه ها موفق به فضاسازي و حل فضاهاي داخلي نگرديدند،اما معماران رومي با استفاده از فن برتر و بهره گيري از خاصيت بتن موفق به حل و ارائه فضاهاي داخلي گرديده و فضاهايي با عملكرد هاي مختلف پديد آوردند . لذا معماري رومي ،معماري فضا سازي است. معبد فورتونا پريمجينا(پالسترنيا): اين بنا در پالسترنيا بر تپه هاي دامنه رشته جبال آپنين در شرق رم واقع شده و در سال 80 ق.م ساخته شده است. آنچه كه معبد مذكور را به صورت چشمگير و باابهت جلوه گر مي سازد ، تنها بزرگي حجم آن نيست ،بلكه انطباق كامل و شايسته آن با اوضاع طبيعي مجاور است، پشته اي بلند با موفقيعت جالبي همانند آكروپليس آتن. فرمهاي ساختماني معبد از درون سنگ و خاك بيرون رسته است، اين گونه قالب زني بر فضاهاي گسترده هرگز در دنياي كلاسيك امكان پذير و يا حتي مورد پسند نبود و ساختمانهايي با اين حجم فقط در معماري مصر باستان مي توان يافت. در دوره جمهوري فورومهايي در شهرهاي رومي ساخته شده كه مجموعه ميداني با فضاي بازي كه اطراف آن ستون گرفته و محل اجتماع عمومي و دادوستد بود. اين فضاها محل مهمترين مراكز شهري مثل معابد ،دادگستري ،بازارها و غيره بوده است كه مي توان به دو نمونه فوروم شهرهاي رم و پومپئي اشاره كرد،كه فوروم پومپئي در سال 79 ميلادي در زير لايه اي از گدازه هاي آتشفشاني كوه وزيوس قرار گرفت. پومپئي شهري بود با بيست هزار جمعيت كه در آن روزگار شايد اهميت چنداني هم نداشت ،در حالي به زير گدازه هاي آتشفشاني رفت و در كام مرگ افتاد كه جنب و جوش عادي مردم جريان داشت. اين شهر تا 1600 سال بعد همچنان در زير خاكستر هاي آتشفشاني بود. نقشه اين شهر از نوع نقشه هاي كمال مطلوب قلعه هاي نظامي نيست ،بلكه از نوع نقشه هاي نا منظم يك شهر رشد يافته است و بارها مورد تجديد نظر و اصلاح قرار گرفته بود. پومپئي داراي گرمابه ها و كهن ترين آمفي تئاترها بود. فوروم اين شهر يكي از فورومهاي حائزاهميت دوران جمهوري روم است كه در آن طاق تيبريوس ،پرستشگاه ،بازار ،تالار انتخابات ،كوريا (شوراي شهر) معبد آپولون ،باليسيكا و معبد ژوپيتر به خوبي مشهود است. شايد پس از فوروم شهر روم مهمترين فوروم دوره جمهوري است و از نظر نقشه تفاوتهايي با فوروم شهر رم دارد. در واقع فوروم مركز فعاليتهاي ديني،بازرگاني و اداري بوده و قلب تپنده شهر به شمار مي رفته است. معماري روم در دوره امپراتوري دوره جمهوري با قتل ژوليوس سزار به دست سناتورها به پايان رسيد ،و پس از او اوكتاويانوس با شكست سردار معروف روم مارك آنتوني و متحدش كلئوپاترا به آشوبهاي داخلي كه در حدود يك قرن طول كشيد خاتمه داد، به عنوان نخستين امپراتور روم با لقب اگستوس فرمانرواي قلمرو عظيم روم گرديد. دوره 150 ساله امپراتوري توام با صلح و آرامش بود ، و همين امر موجب گرديد كه روم به اوج اعتلاي خود برسد. در اين دوره طرحهاي بزرگ و بلند پروازانه بيش از هر دوره ديگري رايج گرديد. روميها با استفاده از دوران صلح و ثبات اجتماعي توانستند مناطق تحت سيطره و قلمرو خود را بيش از هر زمان تحت تاثير قرار دهند و برنامه ريزي و شهر سازي بسيار موفق تري نسبت به گذشته در شهرهاي روم پديد آورند. شهر ها گسترش و رشد يافتند و همين امر موجب گرديد خانه هاي ويلايي در اطراف شهر ها ساخته شوند و در عوض در شهر ها ساختن بناهاي چند طبقه بصورت بلوكهاي آپارتماني متداول گرديد كه اكثر جمعيت شهر رم در اين آپارتمانها زندگي مي كردند. خانه هايي كه در شهر هاي رومي ساخته شد عبارت بودند از : 1- دوموس: يا سراي رومي خانه اي اعياني براي سكونت يك خانواده كه بر اساس سنت ايتاليا ساخته مي شد. علامت مشخصه آن دهليز سرگشاده يا نوعي حوضخانه است كه داخل و ورودي مستطيل شكلي در مركز بنا بدون سقف بود و در اطراف آن اتاقهاي ديگر خانه قرار داشت كه اين خانه روستايي آتروريايي ها بود كه روميها آنرا شهري ساز كردند. 2- دستگاه عمارت: اين نوع كه محقر تر و بي تجمل تر از سراي رومي است ، ساختمان عمومي براي اقامت مردم بوده كه مسلماً از همان آغاز پيدايش نياز مسكوني عمومي پيشقدم واقعي آپارتمان هاي امروزي است. اين ساختمانها در اطراف حياطي مركزي به صورت چند طبقه كه داراي مغازه و ميخانه هايي رو به خيابان بوده احداث مي گرديده و در چنين خانه هايي اجازه نشيني مرسوم بوده است. 3- ويلا: نوعي از خانه بوده كه افراد متشخص در آنها زندگي مي كردند . همانطوريكه قبلا اشاره شد ساختن بناهايي عظيم نمايانگر روحيه رومي بود و در تمام بناهاي تحت قلمرو امپراتوري داراي چنين مشخصه اي بودند. در اين دوره با استفاده از ثبات سياسي و اجتماعي و همچنين استفاده از نيرو و ثروت و تجربه غني ملل تابعه امپراطوري بناهاي عمومي و بزرگي ساخته شدند كه در نوع خود كم نظيرند و از جمله آنها مي توان به آمفي تئاترها اشاره نمود ،كه در حقيقت شكل تكامل يافته تر نيم دايره يوناني است. كولوسئوم (آمفي تئاتر فلاويوس): اين ساختمان از نظر شيوه هاي معماري ويژگيهاي ساختمانهاي رومي را دارد و يكي از باشكوه ترين و بزرگترين آمفي تئاتر هاي رومي است كه هنوز هم در ميان شهر رم پابرجاست . اين ساختمان در سال 80 ميلادي ساخته شده است. نمايش خانه بناي سرگشاده اي كه براي انواع ورزشها و مسابقات بوده است. در اين مجموعه بزرگ امپراطوري رم شاهد فجيع ترين جنايات به شكل نمايش كشتار بردگان و مسيحيان بوده است. نبردهاي خونين گلادياتورها بر سر مرگ و زندگي يكي از سرگرمي هاي روزمره امپراتوران و اشراف رومي بوده است. اين نمايش خانه گنجايش بيش از 50 هزار نفر را داشته است. اين بناي بزرگ داراي پلاني بيضي شكل است كه قطر بزرگ آن 190 متر و قطر كوچك 165 متر و ارتفاع 48 متر است. در بنا هم تاق گهواره اي عادي و هم تاقي مختلط به نام متقاطع كه از تداخل دو تاق گهواره اي با زاويه قائمه تشكيل مي يابد به كار رفته است. در ميان عناصر عمودي و افقي يعني چوب بستي از ستونهاي ديوار كه رديفهاي بيشماري از قوسها (درگاههاي قوس دار) را درميان گرفته اند، تعادل دلپذيري سوار شده اند(دوريك ،ايونيك و كورنتي). توجه و دقت به ستونها تقليل تدريجي تناسب ستونها به زحمت قابل تشخيص است، زيرا سه نوع ستون ياد شده در اقتباسي كه روميان از آنها به عمل آورده اند ، تقريباً شبيه يكديگرند. نماي آن از سنگ ساخته شده و بلوكهاي سنگ تراشيده را بدون استفاده از ملاط برهم قرار داده و براي اتصال سنگها از بستهاي فلزي استفاده كرده اند. قوسها ،تاقهاي آن و نيز استعمال ساروج مخلوط با خرده سنگ به روميان اجازه داد كه فضاهايي بزرگ پديد آورند. در زير ميدان فضاهايي جهت نگهداري قفسهاي حيوانات درنده و گلادياتورها وجود داشته و شبكه راهرو هاي پيچيده اي نيز به شكل شعاعي و با تاقهاي قوسي بتوني در زير تريبونها واقع بوده است كه در حقيقت استراكچر اين تريبونها بوده است. معبد پانتئون: يكي از ساختمانهاي بزرگ شناخته شده در تاريخ معماري ،معبد پانتئون است كه در سال 118 م .و در زمان امپراطورآدريانوس ساخته شد. اين بنا با پلان دايره اي و بدنه اي استوانه اي شكل نمونه اي بارز از تحول معماري رومي در استفاده از گنبد و قوس است. گنبدي به شكل نيمكره بر روي بدنه استوانه اي شكل قرار گرفته است كه ارتفاع آن 43 متر و ضخامت گنبد 6 متر در قسمت پايين و در راس اين ضخامت به 40/1 متر مي رسد. در راس گنبد منفذي تعبيه گرديده كه 9 متر قطر دارد و از طريق نور به داخل معبد مي رسد. ديوارهاضخيم هستند و براي سبك كردن حجم آنها ، در بدنه ديوارها پستوهايي به فرم نيم دايره و مستطيل شكل يك در ميان ايجاد شده است. ضخامت اين ديواردر پي 7 متر است كه در حدود 50/4 متر هم از زمين پي دارد. در بخش جلوي اين معبد يك رواق مستطيل به شكل رواقهاي معابد يوناني قرار دارد كه با سبك هشت تايي و با ستونهاي عظيم بسيار بلند كورنتي به بدنه استوانه اي معبد متصل است. ظاهراً بخش پشت معبد نخست به ساختمان يك باسيليكا ارتباط داشته است. كه در قسمت جلوي رواق هم يك حياط ستون بندي شده قرار داشته است. پس از ورود به داخل معبد با يك فضاي بزرگ روبرو مي شويم كه يكپارچگي و انسجام اين فضا بيننده را محصور مي كند. در معماري مصر و بين النهرين هر آنچه كه مي بينيم ديوار است كه جرم فضا را اشغال كرده اند و به عبارتي فضاها به عنوان عناصر كم ارزش در رده دوم هستند. در حاليكه در پانتئون ديوارهاي ضخيم مانعي در پيوستگي فضاي دروني معبد به وجود نياورده است و اين نشانه خلاقيت هنري روميان در ايجاد فضاهاي وسيع با استفاده از تكنيك گنبد و قوس در ساختمانها بوده است. باسيليكا: يكي ديگر از ابتكارات معماري رومي پديد آوردن ساختمانهاي باسيليكا بود ،پلان اين نوع بنا مستطيل شكل و دو يا چند مذبح نيم دايره داشت. مدخل ورودي در يكي از ضلعهاي طولي قرار داشت. سبك باسيليكها سه بخشي يا هفت بخشي بوده است. از باسيليكاهاي معروف رومي مي توان به باسيليكاي اولپيا و باسيليكاي كنستانتين در شهر رم اشاره كرد. باسيليكاي اولپيا: يكي از بناهاي مشرف به فوروم ترايانوس است كه در سال 112 ميلادي ساخته شده است.اين بنا كه ساختماني بزرگ بود و در موارد گوناگون مي توانست انبوهي از مردم را در خود جاي دهد ؛ محل معاملات ارزي ،دادگاه ها ،دفتر هاي تجاري و بازرگاني و ادارات دولتي بود و احتمالاً مركزي براي خدمات شهري مانند مراكز چند طبقه و بزرگ خدمات شهري امروز. بعد ها تا قرن چهارم مسيحيان كليساهايي با سقف چوبي با پلان باسيليكا ساختند. در يكي از مذبحهاي باسيليكاي اولپيا زيارتگاه آزادي ساخته شده بود ، كه بردگان را براي آزاد كردن به اين زيارتگاه مي آوردند. مذبح ديگر احتمالاً در هنگام مراسم هاي گوناگون امپراتوري مورد استفاده قرار مي گرفت. در اين بنا ها كتابخانه هاي متعدد نيز وجود داشت. در ورودي اين بنا در ضلع طولي قرار گرفته است و طول و عرض آن 130 *42 متر است ، ونور آن از طريق پنجره هاي زير پايه سقف امكان پذير بوده است. نمايش خانه و آمفي تئاتر: در ميان بناهاي شهري نمايش خانه و آمفي تئاتر از جايگاهي مهم برخوردار است كه از قرن اول پيش از ميلاد از سنگ ساخته شده اند و به تدريج با عناصر تزئيني مانند رديف ستون و قوسها و انواع سنتوريهاي خميده و شكسته و راست خط و پيكره ها تزيين مي شدند. تالارهاي نمايش به شكل نيم دايره و ميدان آمفي تئاتر ورزشي به شكل بيضي بود.نخستين نمايش خانه روم در 55 ق .م به فرمان قيصر ، در شهر پمپئي ، و بزرگترين آمفي تئاتر در شهر رم با نام كولوسئوم به فرمان امپراطور وسپازين در سال 80 ميلادي بر پا شدند. تاق نصرت: يكي از بناهاي قابل توجه در شهرها تاق نصرت بود ، اين نوع بنا از ابتكار خاص روميان است و براي بزرگداشت امپراتور يا سرداري نام آور و يا به يادبود پيروزيهاي ملي بر پا و به نقوش برجسته و سنگ نبشته هاي تاريخي مزين شده است و اين يكي از سرمشقها و ميراثهاي معماري روم باستان بود كه به دوره هاي بعد انتقال يافته است. از نمونه هاي برجسته تاق نصرتهاي رومي مي توان به تاق نصرتهاي سپتيموس، تيتوس و تراژان اشاره نمود. تاق نصرت تيتوس كه در شهر رم قرار دارد ، در سال 81 ميلادي ساخته شده است. ويژگيهاي اين تاق نصرت ،داشتن يك تاق بزرگ در وسط است. در صورتي كه بسياري تاق نصرتهاي ديگر رومي در طرفين تاق بزرگ دو تاق كوچك نيز به صورت قرينه تعبيه شده است. ستونهاي يادبود: سابقه ستون يادبود و سنگ يادبود بسيار طولاني است و به پيش از روم باز مي گردد. از استل پيروزي نارامسين آكادي و استلهاي پيروزي ديگري در بين النهرين و ايران مي توان نام برد ، كه روي آنها نقش برجسته ها و نوشته هايي از فتوحات وجود دارد. ستونهاي يادبود رومي هم شايد از نظر شكل و فرم با استلها متفاوت باشد ولي از نظر عملكرد ،مشابه و بي تاثير از استل ها نيست به طوريكه روي سطح ستونهاي يادبود نقش برجسته هايي از شرح پيروزيها و افتخارات ملي نقش بسته است. از ستونهاي يادبود مي توان به ستون يادبود تراژان اشاره نمود كه 5/37 متر ارتفاع و فتوحات امپراطوري به صورت نقش برجسته سنگ مرمر ساخته شده است. حمامهاي رومي: حمام در روم جنبه تقدس داشته و حمامها عموماى داراي كتابخانه ،باغ و ورزشگاه نيز بوده اند. حمام كاراكالا در روم نمونه اي از اين گونه حمامها است. آبروها: ساختن آبروها يكي از شاهكارهاي مهندسي و معماري در روم باستان محسوب مي گردد. روميها براي رساندن و انتقال آب از مناطق دوردست به شهرها اكثراً از چشمه سارهاي كوهستاني (اطراف شهرها) با استفاده از كانالهايي با شيب كاهش يابنده كه گاه تا ده ها كيلومتر طول داشته ، آب را از سرچشمه به شهر مي رسانده اند. اين كانالها يا جويها را بر فراز ديواري از قوسهاي ممتد و چند طبقه قرار مي داده اند كه خرابه هاي اين آبروها هنوز در شهر هاي رومي و به خصوص در بعضي شهر هاي ايتاليا به جا مانده است. يكي از نمونه هاي عالي اين بناها ،آبرو فون دوگار در شهر نيس فرانسه است كه در سده نخست ق .م ساخته شده است. رومي ها از زمان به قدرت رسيدن تا پايان دوره امپراتوري ، علاقه فراواني به ساختن بناهاي با شكوه و يادماني كه بيانگر روحيه جاه طلبانه و نشانگر قدرت وعظمت امپراطوري روم باشد ، داشته اند. در اواخر دوره امپراطوري ساختن كاخهاي بزرگ و مستحكم ، بيانگر آغاز زوال قدرت امپراتوري روم است. كاخ بزرگ امپراطور ديوكلسين در اسپالاتو نمونه جالبي از اين تحولات است. در يكي از حياطهاي اين كاخ ما شاهد يك سنتوري كاملاً نويي هستيم كه تركيب سنتوري يوناني است و قوس آن تكيه بر ستون دارد. اين حركت در حقيقت يك مرحله تحولي از تير تكيه بر ستون به صورت قوس تكيه بر ستون است و قوس تكيه بر ستون كه از ويژگيهاي معماري قرون وسطاست براي نخستين بار در اين كاخ ديده مي شود. دوره آخر امپراطوري روم را در اصطلاح تاريخ هنر دوره باستاني پسين مي نامند. از ويژگيهاي معماري اين دوره ، تحقيق و مطالعه روميها درباره پلانهاي مركزي است. معبد مينروامديكا و مقابر يادبود براي قهرمانان جنگها از آن جمله اند. معماري روم در دوره باستاني پسين در اواخر سده سوم ميلادي امپراطوري روم دچار هرج ومرج و ضعف حكومت مركزي گرديد ، از يك طرف مدعيان قدرت و از طرف ديگر حملات ايرانيان و قبايل بربر از شمال قدرت امپراتوري را به شدت تهديد مي نمودند ، در چنين شرايطي امپراطور ديوكلسين به قدرت رسيد و او توانست اندكي از اغتشاشات و نا امني را كاهش دهد. ديوكلسين براي اداره قلمرو امپراطوري و مقابله با حملات ايرانيان و بربرها ، سرزمينهاي گسترده و پهناور روم را به دو بخش شرقي و غربي تقسيم نمود. او خود را به عنوان اوگوستوس بر سرزمينهاي غربي و يكي از فرماندهان اعظم روم را نيز به عنوان اوگوستوس به فرمانروايي سرزمينهاي شرقي امپراطوري گماشت. اين تقسيم را مي توان شكاف عمده بين تجزيه سرزمين روم به دو بخش شرقي و غربي دانست. زيرا پس از تغيير مركز امپراتوري از شهر رم به شهر نوبنياد كنستانتينوپل (استانبول كنوني) كه در محل شهر باستاني بيزانس يونان به دستور كنستانتين ساخته شد،عملاً دو مركز قدرت در امپراتوري پديد آمد كه هر يك مدتي داراي قدرت مطلقه بودند. امپراطوري غربي به زودي بين اقوام مختلف اروپايي همانند فرانكها ، بورگونيها ،انگلو و ساكسونها ، ويزيگوتها، استروگوتها و واندالها تقسيم شد و رفته رفته ملتهاي امروزي اروپا شكل گرفتند ، ولي روم شرقي زير نام امپراطوري بيزانس تا دوران رنسانس يعني 1453 ميلادي دنياي مسيحيت دو مركز پر قدرت مسيحي در تمام قرون وسطي وجود داشت. يكي شهر رم مركز ايالت پاپي ،و ديگر قسطنطنيه مركز امپراطور بيزانس كه از نظر سياسي و مذهبي مستقل بوده و به طور طبيعي معماري و هنر ها در اين دو سرزمين داراي ويژگيهاي اجتماعي و منطقه اي بوده است. امپراطور كنستانتين در سال 325 ميلادي به مسيحيت گرويد ودين مسيح را به عنوان مذهب رسمي امپراطوري قرار داد. هر چند كه امپراطوري روم تضعيف گرديد و مورد حمله بربرهاي اقوام شمال اروپا قرار گرفت و شهر روم در سال 410 ميلادي سقوط كرد وليكن مسيحيان از قرن اول ميلادي در قلمرو امپراطوري روم حضور داشتند و عليه جهان بيني و اعتقادات رومي كه سرچشمه مادي داشت تبليغ مي كردند. پايان دوره تاريخ دوره باستان از زماني است كه مسيحيت به عنوان مذهب رسمي قدرت را در قلمرو امپراطوري به دست گرفت. تحولات چشمگيري كه در معماري اين عصر پديد آمد ،به خوبي زوال قدرت امپراطوري را مجسم مي نمايد. ويژگيهاي مهم تاريخ معماري سده هاي ميانه در حياط ستون دار كاخ ديوكلسين ظاهر مي گردد ، سنتوري انتهايي با زدن تاقي كه اسپر را بر خود نگه داشته از وسط گسسته است، يا شايد بهتر است آنرا همچون اسپري توصيف كنيم كه ناگهان در نماي سنتوري به صورت تاق در مي آيد. ويژگي سنتوري شكسته ،پيشتر ظاهر شده بود. بيشتر در ايالتهاي شرقي امپراطوري مانند سردر يا نماي معابد بزرگ بعلبك لبنان. اين روش و تفكر كاملاً غير كلاسيك و به سختي قابل تصور در ساختماني چون پارتنون است و نماينده مرحله اي انتقالي بين اسپر كلاسيك ، متكي بر ستون و تير افقي ، قرار گيري مستقيم تاقها روي سرستونها به شمار مي رود. ستون بندي هاي طرفين همين ايوان ستوندار نيز چنين است . در اينجا ما شاهد روند تغيير از معماري تير عمودي و افقي متعلق به يونان و روم باستان به معماري تاق و ستوني سده ميانه هستيم. پيش درآمدهاي اين ويژگي نوين ، قبلاً نيز ديده شده بود ، ولي تاق بندي اسپالاتو (ديوكلسين) نخستين جايي است كه ويژگي مزبور به شكل و مقياس بزرگ ظاهر مي شود. مشاهده ظهور تدريجي اين ويژگي از شيوه طاق زني رومي و عدم تمايل معماررومي به دست كشيدن از تقسيم بندي سه بخشي نما حتي وقتي اسپر به يك تكه سنگي تبديل شده بود مانند سرستون به دست آمده از حمام هاي كاراكالا بسيار جالب است. بعد ها معماران بيزانسي ،اسپر سنگي را حفظ مي كنند ولي ويژگيهاي كلاسيك كهن را از آن مي زدايند و شكل هندسي يك قالب سنگ پهلو تخت پاكارقوس ذوزنقه اي را به آن مي دهند. با اينكه پايتخت از رم به بيزانس انتقال يافت ، اما كنستانتين در شهر روم طرحهاي ساختماني ديگري نيز اجرا كرد كه يكي از آنها باسيليكاي كنستانتين بود كه در سالهاي 306 و 310 ميلادي توسط ماكسنتيوس رقيب كنستانتين آغاز شد در نهايت توسط كنستانتين به پايان رسيد. از اين ساختمان باقي مانده سه دهانه تاق گهواره اي از جبهه شمالي و ديوارهاي بتني با نماي اجري و ضخامت 6 متربراي نگه داشتن تاق بندي باقي مانده است. اندرون اين ساختمان با مرمر و گچبري مزين شده است. يكي از ويژگيهاي ديگر اين ساختمان داشتن ديوارهاي پشتبند براي قوسهاست. كه مانع از رانش قوسها مي گردند اين پشتبند ها پيش درآمد پشتبندهاي معماري گوتيگ گرديد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 12:44  توسط امین رضایی  | 


موقعیت جغرافیایی استان خوزستان استان خوزستان با مساحتی حدود 64236 کیلومتر مربع، بین چهل و هفت درجه و چهل یک دقیقه تا پنجاه درجه و سی و نه دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و بیست و نه درجه و پنجاه و هشت دقیقه تا سی وسه درجه و چهار دقیقه عرض شمالی از خط استوا، در جنوب غربی ایران واقع شده است. این استان از شمال غربی با استان ایلام، از شمال با استان لرستان، از شمال شرقی و شرق با استان هاي چهارمحال و بختیاري و کهگیلویه و بویراحمد؛ از جنوب با خلیج فارس و از غرب با کشور عراق هم مرز است. شمال و شرق خوزستان را سلسله جبال زاگرس فراگرفته است که ارتفاعات آن در جهت جنوب غربی کاهش می یابد، به طوري که در نواحی جنوب تر به صورت تپه ماهورهایی نمایان می شود. استان خوزستان را از نظر پستی و بلندي می توان به دو منطقه کوهستانی و جلگه اي تقسیم کرد. منطقه کوهستانی در شمال و شرق استان قرار گرفته و منطقه جلگه اي آن از جنوب دزفول، مسجدسلیمان، رامهرمز و بهبهان آغاز شده و تا کرانه هاي خلیج فارس و اروند رود ادامه می باد. استان خوزستان داراي آب و هواي مختلف است: آب و هوایی نیمه بیابانی که شهرهاي آبادان، خرمشهر، ماهشهر، هندیجان، دشت آزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر می گیرد.آب وهواي استپ گرم که نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را دربرمی گیرد. استان خوزستان تحت تأثیر سه نوع باد قرار دارد: اولین باد، جریان سرد نواحی کوهستانی و دومین باد (شرجی)، جریان گرم و رطوبی از خلیج فارس است که به سوي جلگه می وزد. سومین باد یا باد سوم از عربستان می وزد و همیشه مقداري شن و خاك و رطوبت همراه دارد.                                                                                                                                                                                      مطالعات جفرافیایی : کلیات جغرافیایی استان خوزستان: خوزستان با مساحتی نزدیک به 64746 کیلومترمربع بین 29 درجه و 58 دقیقه تا 33 درجه و 4 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 41 دقیقه تا 50 درجه و 39 دقیقه طول شرقی قرار گرفته است. استان خوزستان در جنوب‌غربی فلات ایران واقع شده که از شمال‌غربی به استان ایلام و از شمال به استان لرستان، از شمال‌شرقی و مشرق به استان‌های چهار محال‌ بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد، از جنوب‌شرقی به استان بوشهر و از جنوب به خلیج‌فارس و از مغرب به کشور عراق محدود می‌شود. کوه‌های مرتفع رشته جبال زاگرس در حاشیه شرقی و شمالی دشت خوزستان رودخانه‌های پرآبی را به این دشت سرازیر کرده است. از جمله اصلی‌ترین این رودها کارون- دز- کرخه- جراحی و هندیجان است.                                                                                                                                    پیشینه تاریخی شهر دزفول: شهر دزفول به پیشینه چند هزار ساله از قدیمی‌ترین شهرهای استان خوزستان به شمار می‌رود. واژه دزفول مُعرب واژه پهلوی دژپل یا دژپوهل می‌باشد. واژه پل از پلی است که از زمان شاپور اول توسط ایران و مهندسان رومی (271-241) میلادی ساخته شده و در نوشته‌های باستانی پس از طوفان نوح از شهری به نام (آوان) (awan) نام برده است. این شهر پایتخت تمدن عیلام بوده که کاوشگران غربی در نیم قرن اخیر پس از مطالعات و تحقیقات تصریح نموده‌اند که (آوان) همان دزفول کنونی است. دزفول مانند شوشتر مدت‌ها تحت‌الشعاع جندی شاپور بود پس از ویران شدن این شهر، دزفول رونق بیشتری یافت، سپس به سبب عدم توجه به تعمیر شبکه آبیاری عهد ساسانی، شهر و اطرافش آسیب بسیار دید. روند شکل‌گیری ساختار شهری و نحوه توسعه شهر: 1)عوامل طبیعی: شهر دزفول نسبت به هسته بافت قدیم بیشتر از جنوب و شرق و شمال و کمتر از سمت غرب توسعه یافته است. که وجود رودخانه دز به عنوان یک عامل طبیعی باعث عدم گسترش از سمت غرب شده است. توسعه و گسترش شهر دزفول را می‌توان در سه دوره مشخص مورد بررسی قرار داد: الف) هسته اولیه و توسعه شهر تا قبل از سال 1310(ه-ش) ب) توسعه شهر بین سال‌های 1310 تا 1345(ه-ش) ج) توسعه شهر بعد از سال 1345(ه-ش) 2) عوامل تاریخی: گذشته دزفول شامل یک قلعه نظامی و پلی بر روی رودخانه دز و دروازه‌ای است که ابن‌بطوطه آن را دسبول می‌نامند. عصر ساسانی و نضج شهر: مطالعه ساخت شهرها در دوره ساسانی نشان می‌دهد که شهرهای این دوره از چهار قسمت به شرح زیر تشکیل شده است: -        فهندژ (کهندژ) که معمولاً با دیوارهای بلند ساخته شده و بخش نظامی شهر را تشکیل می‌داده است. -        شهرستان (شارستان) قسمت اصلی شهر محسوب شده و در کنار کهندژ قرار داشت. -        بازارها که در بیرون دیوار شارستان قرار داشته است و دوره‌های اسلامی ربض خوانده می‌شد، گاهی دیوار دومی نیز گرداگرد آن کشیده می‌شد. -        کشتزارها که در حاشیه شهر قرار داشتند. دزفول شهری است متعلق به دوره ساسانی که احتمالاً در زمان شاپور اول بین سال‌های 240 تا 271 میلادی بنا گردیده است لذا بیشتر ویژگی‌های شهری این دوره را داراست کما اینکه آثار باقیمانده از دوره‌های اولیه شهر وجود دو بخش کهندژ و شهرستان را به ثبوت می‌رساند. باید اضافه کنیم که دیواره‌های بیرونی شهر در طول زمان از بین رفته و مزارع اطراف نیز به مصرف توسعه‌های بعدی رسیده است.   در قسمت خوزستان و در شمالي‌ترين منطقه آن شهرستان دزفول با طول و عرض جغرافيايي 48 و 24 درجه واقع شده است. اين شهرستان از سه قسمت جلگه‌اي، نيمه کوهستاني تشکيل گرديده است. ارتفاع اين شهرستان 148 متر از سطح دريا مي‌باشد.   مناطق نيمه کوهستاني اين شهرستان عبارتند از: منطقه سردشت و شهيون و مناطق کوهستاني آن احمد فداله و دره کايد مي‌باشند. تنوع ساختاري اين منطقه جاذبه‌هاي بسيار زيادي خلق کرده است. اين جاذبه‌ها عبارتند از: کوهها‌، آبشارها، قلعه‌ها، دره‌ها، اشکفت‌ها، غارها، درياچه‌ها، جنگلهاي طبيعي و رودخانه. کوه ‌ هاي دزفول     کوه‌هاي دزفول عبارتند از:       کوه کينو به ارتفاع 3513 متر در مطقه دره کايد مشرف به درياچه کوهستاني تِمي     کوه کينه‌ زا به ارتفاع 2920 متر در منطقه احمد فداله     کوه سالِن به ارتفاع 2650 متر     لنگر کوه به ارتفاع 2450 متر     کوه‌هاي هفت تنان به ارتفاع 2000 متر     کوه کيماس به ارتفاع 1900 متر     کوه‌هاي کرناس به ارتفاع 1730 متر     کوه سگريون به ارتفاع 1650 متر در منطقه شهيون     کوه سه ترون به ارتفاع 1600 متر در منطقه سردشت     کوه دژ ممدلي خان به ارتفاع 1550 متر   ديواره‌هاي عظيم هفت‌تنان و لنگر کوه و ديواره‌هاي قلعه شاداب و دژ ممدلي خان مناسب‌ترين محل ‌ ها براي ديواره نوردي و سنگ نوردي حرفه‌‌اي است که تاکنون ناشناخته مانده‌اند. آبشار شوي   آبشار بسيار ديدني، جالب و تماشايي شوي در ارتفاع 850 متري از سطح دريا، ‌با ارتفاع 85 متر و عرض 70 متر يکي از کم نظيرترين آبشارها در ايران و خاورميانه مي‌باشد. اين آبشار در غربي‌ترين نقطه سالِن کوه قرار دارد. يکي از خصوصيات اين آبشار ارتباط آن با سفره‌هاي آب زيرزميني است.           شهرستان دزفول: شهر دزفول در شمال استان خوزستان و مرکز شهرستان دزفول می‌باشد و در قسمت جلگه‌ای آن با مساحتی به اندازه 4762 کیلومترمربع واقع شده است. این شهر در موقعیتی بین 48 درجه و 34 دقیقه طول شرقی نصف‌النهار گرینویچ و بین 32 درجه تا 32 درجه و 8 دقیقه عرض شمالی از استوا قرار گرفته است و ارتفاع این شهر از سطح دریا 120 متر می‌باشد. شهر دزفول در 721 کیلومتری تهران و در فاصله 160 کیلومتری شمال اهواز قرار دارد و از شمال به لرستان و از شرق به شوشتر و از جنوب به اهواز و از مغرب به اندیمشک و ایلام محدود می‌گردد. این شهر دارای 3 بخش مرکزی، چغامیش و سردشت می‌باشد که این سه بخش از 5 شهر به نام‌های دزفول، صفی‌آباد، دزآب، میانرود، سردشت و از 11 دهستان دیگر تشکیل گردیده است.   1- جغرافیایی طبیعی شهرستان دزفول: 1-1- توپوگرافی و شرایط فیزیکی شهرستان: چهره فیزیکی شهرستان دزفول را می‌توان به سه ناحیه متفاوت تقسیم کرد که این مناطق عبارتند از: ناحیه کوهستانی، کوهپایه‌ای، جلگه‌ای. 1-1-1- ناحیه کوهستانی: ناحیه کوهستانی شهرستان دزفول شامل نواحی شمال و شمال‌شرقی آن است. این ناحیه در منطقه جنوبی در امتداد رشته‌کوه‌های زاگرس واقع شده و دارای کوه‌های مرتفع و دره‌های عمیق است. میزان ارتفاع این ناحیه بین 700 تا 3600 متر از سطح دریای آزاد است. مساحت ناحیه کوهستانی شهرستان دزفول در حدود 1450 کیلومترمربع می‌باشد. که ساکنین این منطقه را عشایر و ایلات بختیاری تشکیل می‌دهند و روستاهای واقع در این منطقه بسیار محدود و با جمعیت‌های اندک است. و اغلب فاقد امکانات خدماتی و تأسیساتی زیربنایی هستند. 2-1-1- ناحیه کوهپایه‌ای: ناحیه کوهپایه‌ای شهرستان دزفول شامل اراضی حد فاصل ناحیه کوهستانی و ناحیه جلگه‌ای است. این ناحیه از فاصله حدود 20 کیلومتری شمال‌شرقی شهر دزفول شروع می‌شود. مساحت ناحیه کوهپایه‌ای حدود 1850 کیلومترمربع می‌باشد. این ناحیه از لحاظ نوع خاک، میزان شیب‌ها و پوشش گیاهی بایستی از نظر آبخیزداری تحت کنترل قرار گیرد. نقاط جمعیتی ناحیه کوهپایه‌ای شامل روستاهای پراکنده با جمعیت‌های اندک است. همچنین عشایر کوچنده نیز قشلاق خود را در این منطقه سپری می‌کنند. بزرگ‌ترین نقطه جمعیتی ناحیه کوهپایه‌ای سردشت است که مرکز بخش به همین نام می‌باشد. که راه‌های دسترسی به این منطقه شامل جاده آسفالته دزفول به سردشت (سردشت در منتهی‌الیه جنوب منطقه کوهپایه‌ای قرار دارد) راه‌های جیپ‌رو و مالرو می‌باشد. از جمله رودخانه‌های ناحیه کوهپایه‌ای عبارتند از: رودخانه بختیاری و رودخانه دز.          3-1-1- ناحیه جلگه‌ای: ناحیه جلگه‌ای شهرستان دزفول در ابتدای دشت وسیع و حاصلخیز خوزستان است. این ناحیه در حدود 1400 کیلومترمربع مساحت دارد و فلات‌ها و تراس‌‌های فوقانی، دشت‌های دامنه‌ای و دشت‌های رسوبی را شامل می‌شود. میزان فرسایش اراضی این منطقه نسبت به مناطق کوهپایه‌ای و کوهستانی کمتر است. خاک آن نیز دارای قابلیت متوسط برای چراگاه‌ها، قابلیت خوب برای زراعت‌های آبی یکساله و قابلیت خوب برای درختکاری و در بعضی از مناطق دارای قابلیت کم برای دیم‌کاری است. مطالعات اقلیمی : دزفول در منطقه نیمه بیابانی ایران واقع شده است منطقه ای که در اثر کشیدگی بیابان به نزدیک کوهستان بوجود .می آید و هر چه به طرف غرب پیش رویم هوا نسبتاً معتدل تر می شود. الف) ارتفاع: در شمال‌شرقی استان خوزستان سلسله جبال زاگرس قرار گرفته است و هر چه به سمت جنوب‌غربی پیش می‌رویم از ارتفاع آن کاسته شده تا نواحی جنوبی به صورت تپه ماهورهایی نمایان می‌گردند. با افزایش ارتفاع از دمای هوا کاسته می‌شود. (زیرا برخورد توده‌های هوا با دیواره‌های کوهستانی موجبات بارش و در نتیجه تلطیف هوا و کاسته شدن درجه حرارت را فراهم می‌آورد). در بررسی شهرستان دزفول از نظر پستی و بلندی وجود دو ناحیه کوهستانی و دشت در جوار هم قابل ملاحظه است. قسمت‌های مرکزی و جنوبی شهرستان فوق را دشت وسیعی تشکیل می‌دهد این دشت از شمال‌شرقی به ارتفاعات زاگرس و از شمال به رود دز محدود است. در جنوب و غرب با تپه‌های کم‌ارتفاع و رودخانه سیاه‌منصور همجوار است. در شمال این شهرستان نواحی کوهستانی قرار گرفته است. مرتفع‌ترین قله‌های شمالی دزفول به نام قله کرناس با ارتفاع 2550 متر می‌باشد. جریان‌های هوایی: شهرستان دزفول در طول سال تحت تأثیر جریان‌های عمده هوایی قرار می‌گیرد که هر کدام در فصل خاصی جریان می‌یابد و ویژگی‌های خاص خود را دارند. این جریان‌ها عبارتند از: 1)      باد سام: این باد بیشتر در تابستان می‌وزد و بسیار گرم است در ناحیه سوسنگرد در جهت شمال‌شرقی جریان دارد و در حوالی دزفول آرام می‌گیرد این باد گاهی تا نزدیکی‌های بروجرد نیز به حرکت درمی‌آید. 2)      باد سوز: این باد در تابستان در بیابان‌های خوزستان مخصوصاً پیرامون دزفول، شوش، هفت‌تپه جریان دارد. 3)      باد گرمابر سرماآور: این باد در ماه‌های مهر- آبان و آذر در شهرهای دزفول- شوش- هفت‌تپه جریان دارد.    انواع بادها :  -        باد شرجی : از جنوب غربی می وزد و با عبور از خلیج فارس مرطوب شده این باد از زمستان تا اواسط بهار در خوزستان می وزد .     -        باد سور : این باد در بیابان های خوزستان به خصوص پیرامون دزفول می وزد و آنقدر شدید و داغ است که اگر کسی در بیابان باشد از شدت گرمای آن تلف میشود . -        باد سموم : از عربستان می وزد و همیشه مقداری خاک و شن همراه دارد و رطوبت زیادی بدلیل عبور از خلیج فارس دارد. این باد در دزفول و بعضی از شهرها می وزد و شن ها را نیز کیلومترها جابه جا می کند. -        باد سمور : این باد در تابستان از شمال به جنوب می وزد . طول مدت آن دو روز است و برای درختان و انسان ها زیان آور است . -        باد چعب :  این باد در تابستان هر سال سه روز از شرق به غرب در جریان است وزش آن نسبتاٌ شدید بوده است و برای گندم و چلتوک زیان آور است . -        طوفان : حرکت این بادها در زمستان و جهت این بادهای شدید ممکن است جنوب شرقی و یا شمال غربی باشد . -        طوفان خاک وشن :   این طوفان ممکن است در تمام سال و به خصوص ماه های خرداد و تیر که مصادف با بادهای چهل روزه شمال است بوزد که می تواند گاهی رفت وآمد را مختل کند.   به طور کلی جریان هوا و جهت باد در شهرستان دزفول طبق آمار 50 ساله این شهرستان حاکی از آن است که جهت‌های اصلی باد در فصول مختلف تغییر زیادی نمی‌کند. وزش باد غالباً در فصول پائیز، بهار و تابستان از ناحیه جنوب‌غربی به طرف شمال‌شرقی و در فصل زمستان از طرف جنوب‌شرقی به سمت شمال‌غربی می‌باشد.     جهت وزش باد در منطقه دزفول :   مناطق آب و هوایی: آب و هوای استان خوزستان به سه منطقه تقسیم گردیده است که عبارتند از: منطقه سردسیر، منطقه گرم و خشک و منطقه معتدل که شهرستان دزفول در منطقه معتدل قرار دارد. این منطقه شامل کوهپایه‌ها و جلگه‌های نسبتاً مرتفع شمال‌شرقی می‌باشد. هوای این شهرستان به طور کلی گرم بوده و می‌توان این شهرستان را جزء مناطق گرمسیر کشور دانست. این شهرستان دارای زمستان‌هایی خشک و تابستان‌هایی گرم می‌باشد که حرارت آن تا 50 درجه سانتیگراد نیز می‌رسد. گرم‌ترین و سردترین ماه‌های سال به ترتیب تیر و دی می‌باشند. بررسی یک دوره آماری آب و هوایی معدل حداقل درجه حرارت شهرستان دزفول را 2/19 درجه و حداکثر درجه حرارت آن را 6/45 درجه سانتیگراد نشان می‌دهند.   رطوبت هوا : نم نسبی: نم نسبی که در مطالعات اقلیمی آن را به درصد نشان می‌دهند عبارتند از: نسبت بخار آب موجود از حجم معینی از هوا به حداکثر میزان بخار آبی که در همان حجم هوا و درجه حرارت می‌تواند وجود داشته باشد. پس روشن است نم نسبی به دو عنصر بخار آب موجود در هوا و دمای آن بستگی دارد. به این معنی که هر چه دما افزایش یابد نم نسبی پایین آمده و بر عکس هر چه هوا سردتر شود قدرت نگهداری و جذب بخار آب کم می‌شود و رطوبت نسبی افزایش می‌یابد و از طرفی دیگر میزان رطوبت موجود در هوا با میزان بارش در ارتباط است. رطوبت نسبی هوا در طول خط ساحلی استان نسبتاً زیاد است اما در مناطق شمالی استان به علت دوری از دریا و وجود دشت‌های وسیع میزان رطوبت نبسی کمتر است. رطوبت هوا در شهرستان دزفول نسبت به سایر شهرها با تغییرات بیشتری همراه است. متوسط رطوبت در زمستان بین 35 تا 60 درصد و در تابستان بین 15 تا 30 درصد است. حداکثر متوسط رطوبت در شهرستان دزفول برابر 95 و حداقل آن 14 درصد در سال‌های گذشته بوده است.   بارش:  از لحاظ میزان بارندگی استان خوزستان دارای موقعیت‌های متفاوتی است و میزان بارندگی آن بستگی کامل به شرایط اقلیمی و وزش بادهای باران‌زای شمال و شمال‌غربی دارد که به این استان می‌وزد. بر اساس آمار هواشناسی ارتفاعات شمالی دارای بیشترین میزان بارندگی (بیش از 500 میلی‌متر) و نواحی جنوب‌غربی و نوار مرزی دارای کمترین میزان بارندگی (حدود 100 میلی‌متر) می‌باشد. در این استان 6 ماه از سال خشکی محض وجود دارد و اما منطقه دزفول حالتی متفاوت از سایر مناطق و از موقعیت بهتری برخوردار است. حداکثر میزان بارندگی سالیانه در شهرستان دزفول برابر آمارهای 15 ساله هواشناسی برابر 6/372 میلی‌متر می‌باشد. حداکثر بارش باران در ماه‌های آذر، دی و فروردین می‌باشد. درجه حرارت: استان خوزستان به جز در برخی نقاط کوهستانی شمالی و شرقی دارای اقلیمی خشک و نیمه‌خشک است. متوسط درجه حرارت در دوره گرما از اردیبهشت ماه آغاز شده و تا مهر ماه ادامه دارد. که حداقل آن حدود 2/31 سانتیگراد و حداکثر آن نیز به بیش از 50 درجه سانتیگراد می‌رسد. در طول زمستان متوسط درجه حرارت حدود 9/14 درجه حرارت و حداقل آن به ندرت ممکن است به چند درجه زیر صفر برسد.           وضعیت جوی شهرستان دزفول بر حسب ماه :       ماه       معدل حداکثر  معدل حداقل       حداکثر مطلق  حداقل مطلق      متوسط     فروردین      30.6              13.6       36.0        9.0        22.1    اردیبهشت     37.1      18.2       45.8       11.6       27.6      خرداد     43.4      21.3       47.2       17.0       32.3        تیر     45.7      24.3       49.6       21.4       35.0       مرداد     47.3      28.1                  50.5       23.0       37.7      شهریور     42.5      23.1       46.2       19.8       32.8        مهر     37.9      19.0       43.0       16       28.4        آبان     28.5      14.3       34.6        2.4       21.4        آذر     20.7      11.1       26.0        3.0       15.9        دی     18.3      7.9       23.6        1.6       13.0       بهمن     18.6      6.6       23.6        3.0       12.6      اسفند     23.8      9.8       29.4        1.6       16.8                       میزان بارندگی سالیانه منطقه دزفول      ماه بارندگی  ماهانه (mm) حداکثر بارندگی در یک روز     درصد رطوبت نسبی    ساعت   6:30   ساعت   12:30    تعداد     روزهای یخبندان ساعات یخبندان حداکثر سرعت وزش باد   (  m/s   )  فروردین   1/11    9/3     77     37      0            2/284   20/21 اریبهشت    5/5    4/5     59     19      0   5/280    12/9   خرداد     _      _     43     14      0   7/372   16/26     تیر    2/0    2/0     42     16      0   8/362   10/10    مرداد     _     _     45     20      0   6/340   09/30   شهریور     _     _     53     23      0   3/325   07/27     مهر     _     _     60     23      0   7/281   07/25     آبان    4/32    2/24     71     37      0   1/210   12/15     آذر   2/183    9/64     86            62      0   1/143   15/15     دی     57    1/20    95     68      0   5/177   10/13    بهمن    2/60    2/28     88     62      0   4/200   15/9   اسفند    8/19    4/13     86     51      0   5/216   12/12   پوشش گیاهی: شهرستان دزفول به دلیل داشتن اراضی فراوان و حاصلخیز و وجود رودخانه دز و کرخه به عنوان یکی از قطب‌های مهم کشاورزی مطرح می‌باشد لذا درصد قابل توجهی از سطح اراضی این شهرستان (حدود 45%) زیر کشت انواع محصولات است. مساحت جنگل‌های طبیعی در شهرستان دزفول 8500 هکتار است. توزیع جغرافیایی جنگل‌ها و مراتع مشجر عمدتاً در بخش کوهستانی سردشت است که درختان عمده تشکیل دهنده آن، بلوط ایرانی، بادام، کیکم، پسته یا پسته وحشی، انجیر وحشی و عناب می‌باشند. اما در منطقه جلگه‌ای به دلیل حاصلخیزی زمین و رسوبی بودن خاک‌های منطقه و فراوانی آب در اواسط زمستان با شروع بارندگی و کاسته شدن سرما زمین پوشیده از علف و گیاهان متنوع و گل‌های رنگارنگ می‌شود. به علت آب و هوای منطقه گیاهان از انواع گرمسیری هستند که عمده درختان منطقه عبارتند از: نخل، کُنار، خرما، بید، اکالیپتوس، ابریشم هندی، شیشه‌شور و انوع مرکبات. در بیشه‌زارها گز، خش، گیاهان پده، جاز، کوهورک دیده می‌شود که از میان این درختان، درخت کنار به وفور حتی در میان شهر و خانه‌های مسکونی دیده می‌شود و از تقدس خاصی در میان مردم برخوردار است. - ناحیه کوهستانی: پوشش گیاهی این منطقه شامل خاک‌های بدون پوشش گیاهی، پوشش گیاهی کم، گیاهان علفی یکساله و در بعضی قسمت‌ها بقایای درختان جنگلی با پراکندگی زیاد، درختان بلوط و بادام وحشی و پوشش مرتعی متوسط و در دامنه‌ها دیم‌کاری می‌باشد.  ناحیه کوهپایه‌ای: نوع پوشش گیاهی ناحیه کوهپایه‌ای شامل مناطق بدون پوشش گیاهی، درختچه‌ها با پراکندگی زیاد، پوشش کم تا متوسط گیاهان علفی یکساله، درختچه‌های کُنار با پراکندگی زیاد، چراگاه فصلی، در بعضی قسمت‌ها دیم‌کاری، پوشش جنگلی بلوط و کُلخُنگ با تراکم متوسط و پوشش مرتعی متوسط می‌باشد. شیب اراضی این منطقه تند و فرسایش خاک آن زیاد است. اراضی آن دارای قابلیت کم تا متوسط برای چراگاه و در بعضی قسمت‌ها دارای قابلیت زیاد برای جنگل است. - ناحیه جلگه‌ای: نوع پوشش گیاهی ناحیه جلگه‌ای شامل پوشش نباتی متوسط، چراگاه فصلی، دیم‌کاری، گیاهان علفی یکساله، زراعت‌های آبی یکساله و چند ساله و درختکاری در بعضی از قسمت‌ها می‌باشد. شیب اراضی ناحیه جلگه‌ای بین کمتر از 5 درصد تا حدود 5 درصد است.                                       
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 12:41  توسط امین رضایی  | 


منطقه زيباي شهيون در شمال شهرستان دزفول قرار دارد و شامل چند دهستان مي باشد . نقاط بسيار زيباي طبيعي شهيون اين منطقه را به يكي از مناطق پر جاذبه از نظر گردشگري تبديل كرده است . در زير به برخي از اين مناطق اشاره مي شود. جنگل پانساز دز: در دامنه ضلع شمالي كوه دژ ممدلي خان ،جنگلي طبيعي وجود داردكه توسط اداره منابع طبيعي شهرستان دزفول با فنس محصور و مورد حفاظت قرار مي گيرد. آبشار شوي : در غرب سردشت و منتهي اليه رشته كوه سالن يكي از زيباترين ، ديدني ترين ، مرتفع ترين و بكرترين مناطق توريستي گردشگران داخلي و خارجي وجود دارد و آن آبشار شوي مي باشد . اين آبشار زيبا واقع در دهستان سيد محمود از توابع بخش سردشت بوده و در نزديكي روستاي شوي قرار دارد .ارتفاع آبشار حدود 80 متر و عرض آن حدود 60 متر مي باشدكه چشم هر بيننده اي را به خود خيره مي كند.در طول سال تعدادي از دوستداران طبيعت و كوهنوردان از اقصي نقاط كشور خود را به اين آبشار زيبا رسانده و براي يك يا چند روز با برپايي چادر و ايجاد كمپ به تماشاي طبيعت زيباي منطقه و آبشار مي پردازند . آبشار نورآباد : اين آبشار در 72 كيلومتري جاده دزفول -  شهي، 3 كيلومتري راه  انحرافي  قرار دارد. از ديگر آبشار هاي موجود در منطقه مي توان به آبشارهاي لب سفيد ، تاف زرين ، ناردز و آبشارهاي منطقه سگريون اشاره نمود. منطقه عمومي چال كندي : كيلومتر 17 جاده دزفول به شهيون سمت چپ جاده به طرف رودخانه دز منطقه چال كندي وجود داردكه داراي درخت ، كوه، جنگل و بيشه زار بوده و بسيار مستعد براي جذب توريسم در چهار فصل سال مي باشد. كول خرسان يا اشكفت زرده : در كيلومتر 18 جاده دزفول به شهيون ، در سمت چپ جاده مجاور روستاي بيشه بزان كول خرسان قراردارد كه داراي آب دائمي ، آبشار ، آبچكان ، بيشه زار و انواع روئيدني‌هاي خاص منطقه مي باشد . اين كول از دو مسير بيشه بزان و قلعه شاداب   قابل دسترسي است . قلعه شاداب : در كيلومتر 40 جاده دزفول به شهيون سمت چپ جاده انحرافي اين قلعه وجود دارد و يكي از مناطق تاريخي ، باستاني و معماري سنتي است كه بايد ثبت ملي شود . قلعه شوي : بر بلنداي ضلع جنوب غربي كوه سالن و مشرف بر تمامي منطقه دره شوي اين قلعه وجود دارد واز ديگر قلعه هاي موجود در منطقه مي توان به قلعه سگريون و لنگر اشاره نمود . درياچه ي سد دز :درياچه ي سد دز بطول 65 كيلومتر و عرض متوسط 15 كيلومتر و عمق متوسط 200 متر يكي از بزرگترين درياچه هاي منطقه مي باشدكه براي ورزش هاي آبي چون قايق راني ، اسكي آبي ، غواصي و ساير ورزش هاي طبيعي بسيار مناسب مي باشد . درياچه ي كبود يا چال كبود يا سياه چال ها:اين درياچه در دامنه ي جنوبي سالن كوه قرار دارد و يكي از شگفتي هاي منطقه مي باشدكه به نظر مي رسد با توجه به بيضي شكل و قيفي بودن آن و قطر حدود 140 متر و ساير مشخصات يه احتمال قوي محل برخورد شهاب سنگ باشد. جزيره درياچه دز : در كيلومتر 43 جاده دزفول به شهيون ، جزيره اي مرتفع و با درختان فراوان ، بسيار جذاب و ديدني وجود داردكه به جزيره درياچه دز معروف بوده و مورد استفاده شناگران ،‌غواصان ، قايق رانان و خيل عظيم گردشگران مي باشد . اين منطقه در تمام فصول سال قابل استفاده طبيعت دوستان مي باشد . مسير دسترسي به جزيره از طريق قايق و حدود 20 دقيقه است. روستاهاي ديدني : برخي از روستاهاي ديدني موجود در منطقه شامل: روستاي ابوالحسن : در كيلومتر 42 جاده دزفول به سردشت با 18 كيلومتر انحرافي روستاي ابوالحسن وجود داردكه اين روستا مجاور كوه هفت تنان ، دژ مندلي خان ، آبشار تاف زرين ، جنگل هاي پانساز دز و آبشارهاي بسيار ديدني جنگل هاي پانساز دز مي باشد و يكي از نقاط بسيار ديدني منطقه مي باشد . روستاي ليوس : 82 كيلومتري جاده دزفول به شهيون ، در دامنه كوه لنگر و مجاور روستاهاي گوشه مدفن سيد ولي الدين گوشه و روستاي سزار مشرف به رودخانه عظيم دز وجود دارد . داراي بناهاي قديمي با سنگ و سيمان هاي محلي ، انارستان هاي فراوان ، رودخانه هاي فصلي و دائمي ، كوهستان عظيم ، ديواره هاي طبيعي جهت سنگنوردي و چندين امامزاده در منطقه تحت عنوان سه پيرون و محل بزرگترين فسيل تري لوبيت دنيا است . غارها : از غارهاي آهكي منطقه ي سردشت مي توان به غار حف مار و غار بالاي آبشار شوي اشاره نمود كه از ديدني هاي ديگر اين منطقه مي باشند                         سالن (Salen) سالن (Salen) : کوه سالن در دهستان امام زاده سيد محمود شهرستان دزفول در 120 کيلومتري شمال شرقي شهر دزفول واقع است و 2639 متر ارتفاع دارد. جهت موه شمال غربي - جنوب شرقي و امتداد آن 38 کيلومتر و مختصات فله آن به طول 55 48 و عرض 50  32 مي باشد. آباشار شوي که يکي از آبشارهاي زيبا و ديدني دنياست در جنوب غربي سالن کوه قرار دارد. مسيرهاي صعود اين کوه عبارتند از : 1 - مسير روستاي خرميزان از ضلع شمالي 2- مسير روستاي چلون از شلع شمالي 3- مسير روستاي المون از ضلع شمال غربي 4- مسير روستاي تپي از ضلع جنوبي 5 - مسير جازسون پاره از ضلع جنوب شرقي 6 - مسير روستاي لطف آباد و تودو از ضلع جنوب شرقي اين کوه در تابستان داراي آب و هواي مناسب جهت ييلاق عشاير درون کوچ احمد فداله و سيد ولي الدين مي باشد و داراي هفت چشمه به نام هفت چشمون است که در دامنه قله هاي اين کوه واقع اند و آب نسبتاً فراواني دارند.   آبشار شوی آبشار شوی دزفول با ارتفاع 85 متر و عرض 70 متر بزرگترين آبشار خاورميانه و در ايران بي نظير است . اين آبشار در رشته کوههای زاگرس است که در دهستانی به نام شوی از توابع شهرستان دزفول و در 100 کيلومتري مرکز شهر دزفول قرار دارد. این آبشار در نزدیکی مرز استان خوزستان و استان لرستان قرار دارد و هردو آن را از جاذبه های گردشگری استان خود می دانند , در صورتی که موقعیت قرار گیری این آبشار نسبت به دهستان شوی دزفول و نيز ذكر قرارگيري این آبشار در دزفول درجلد ششم از جغرافیای ایران ، قرار گیری آن در استان خوزستان را محرز می کند .  این آبشار در بهار دارای طبیعتی سرسبز و بسیار زیباست این آبشار در دره ای بین کوه چهل و یک و سالن کوه قرار دارد همچنین منطقه گرپه در آن نزدیکی است . برای رسیدن به آبشار شوی دو مسیر وجود دارد : مسیر اول از سمت منطقه سردشت دزفول و پیر چل و مسیر دوم از طریق ایستگاه راه آهن تله زنگ شهرستان اندیمشک می باشد در نزدیکی این آبشار, آبشار بزرگ دیگری وجود دارد که گاه از آن به آبشار دوم شوی یاد می شود که به دلیل عمق مناسب نسبت به آبشار اصلی و بی خطر بودن آن جای مناسبی برای شنا است . بهترین زمان برای رفتن به شوی به دلیل اینکه شوی در حد فاصل لرستان و خوزستان قرار گرفته است دراواخر بها ر و تابستان هوای گرمی دارد ولی در ارتفاعات ودر پای آبشار هوا خنک وسرد است ولی چون چندین ساعت تا رسیدن به محل آبشار پیاده روی لازم است واین مسیر در میانه روز هوای گرمی دارد بنا براین بهترین زمان برای رفتن به شوی همان ابتدای بهار و ایام عید است ضمن اینکه در این موقع از سال این منطقه بسیار سرسبز وزیباست یکی از خصوصیات آبشار شوی این است که تا چند صد متری آبشار هیچ نشان و خبری از آبشار نیست وبعد از عبور از یک پیچ در منطقه ای کوهستانی با شیبهای تند و پرتگاههای فراوان به یکباره از پيچي عبور مي كنيد و آبشاري فوق العاده زيبا و با شكوه را در برابر خود مي بينيد و اين هم شايد يكي ديگر از چشم بندي هاي طبيعت است كه شكوه خود را به يكباره به نمايش مي گذارد . نسيم خنكي كه از سمت آبشار مي وزد و اولين عكس هايي كه به يادگار از اين آبشار مي گيريد تمامي خستگي راه را از تن شما مي گيرد.   بکر ماندن منطقه شوی شاید یکی از دلایل عمده که باعث شده است آبشار شوی بکر و دست نخورده باقی بماند سختی مسیرراه آن است زیرا اولا این محل جاده اتومبیل رو ندارد وفقط از طریق قطار یا جادههای کوهستانی از شمال خوزستان باید به این منطقه رفت ثانیا خود مسیر هم طولانی است وتنها باید پیاده یا حد اکثر با قاطر پیموده شود وجود پرتگاههای صخره ای در بخشی از مسیر راه همه از عواملی است که باعث شده تعداد کمی بتوانند به این محل بروند و همچنان پاک و نسبتا تمیز باقی بماند .     قلعه شاداب قلعه شاداب : اين قلعه با دارا بودن حدود 10 كيلومتر طول و 4 كيلومتر عرض يكى از بزرگترين قلعه هاى طبيعى ايران ميباشد.  ديواره هاى آن در دوره چهارم زمين شناسى و به سبب ريزش يكپارچه و عمودى ديواره هاى بنا و همچنين فرسايش ناشى از طغيان رودخانه به وجود آمده اند. كه ارتفاع اين ديوارها در بلندترين نقطه به 700 متر و در كوتاهترين نقطه به 30 متر مىرسد. اين قلعه در دوره ساسانيان و قبل از آن به نامهاى "دژ انوشبرد" يا "گيلى گردا " و يا " دژ فراموشى " معروف بوده و در آن آثارى شامل آسياب بادى ، حوض آب انبار  و غارهايى كه جهت زندگى و يا انبار غلات و مواد غذايى منطقه بوده وجود دارد. (كتاب تاريخ شهى) از جمله نقاط ديدنى اين دژ راه ورودى آن است كه دروازه نام دارد و شامل پل متحرك چوبى، پلكانى با عرض حدود دومتر و ارتفاع حدود 20 سانتيمتر و دروازه ميباشد. در بالاى دروازه آثارى از سنگرهايى كه محافظان دژ براى جلوگيرى از ورود دشمنان و احياناً غارتگران درست كرده بودند هنوز برجاى مانده است . سالانه گردشگرانى جهت بازديد از اين قلعه فراموش شده به اين مكان پامىگذارند. نزديك بودن اين قلعه به مسير اصلى و آسفالته ديدن از اين مكان تاريخي را آسان كرده.   دریاچه دز يكى از زيباترين درياچه هاى ايران و جهان در شمال غربي دزفول و پشت دو كوه شاداب و تنگوان شكل گرفته و چهره زيبايى به منطقه شهيون داده است .اين درياچه زمينه مساعدى جهت انجام ورزشهاى آبى از جمله قايقرانى ، اسكى ، شنا و... به وجود آورده است. وجود چند جزيره كوچك و بزرگ كه روى آنها انبوهى از درختان كنار و بادام كوهى به چشم مي خورد جلوه ديگرى به درياچه بخشيده است. به گونه اى كه جزيره بزرگ وسط درياچه با مساحتى بالغ بر شصت هزار متر مربع چشم انداز زيبايى را بوجود آورده است.بر روى اين جزيره درختان كنار(صدر)، بادام كوهى ، كلخنگ و بيد و همچنين جانوران كوچكى مانند روباه و خرگوش در كنار پرندگان زيبايى مثل تيهو و كبك و پرندگان دريايى ؛ حيات وحش بىنظيرى را بوجود آورده است. لازم به ذكر است كه اين جزيره به دليل موقعيت جغرافيايى خوب و مسطح بودن زمين آن شرايط مناسبى را جهت احداث مراكز تفريحى و اقامتى و جذب هرچه بيشتر گردشگران به منطقه فراهم آورده است.   سردشت دزفول بر اساس تقسيمات كشوري، منطقه مورد مطالعه در ناحيه جنوب‌غربي ايران، شمال استان خوزستان، شمال شرقي شهرستان دزفول و بخش سردشت واقع شده است. داراي يك مركز شهري به نام سالند و 7 دهستان به نام هاي احمد فداله ،  امامزاده سيد محمود ،  دره كايد ،  سردشت ، سيد ولي‌الدين ، شهي و  ماهور برنجي مي باشد چشم انداز : تنوع  ساختاري بخش سردشت دزفول جاذبه هاي بسيار زيادي را خلق كرده است . اين جاذبه ها عبارتند ازكوه ها ، آيشارها ، قلعه ها ، دره ها ،اشكفت ها ، غارها ، درياچه ها ،جنگل هاي طبيعي و رودخانه ها. بر همين اساس در ذيل به برخي از چشم اندازهاي منطقه اشاره مي گردد. كوه ها و ارتفاعات دبدني : از جمله كوه هاي موجود در منطقه مي توان كوه كينو به ارتفاع 3513 متر در منطقه ي دره كايد مشرف به درياچه ي كوهستاني تمي ، كوه كينه زا به ارتفاع 2920 متر در منطقه ي احمد فداله كوه سالن  به ارتفاع 2650 متر كوه لنگر كوه  به ارتفاع 2450 متر كوه هاي هفت تنان  به ارتفاع 2000 متر : اين ارتفاعات در شمال سردشت واقع گرديده اند . مردم منطقه سردشت اعتقاد دارند كه اصحاب كهف در غاري كه در پشت اين ارتفاعات قراردارد دفن گرديده اند . از اين رو چون تعداد اصحاب كهف را هفت نفر مي دانند ارتفاعات مذكور را هفت تنان ناميده اند. همه ساله شاهد عزيمت بسيار زيادي از كوهپيمايان و زائران به اين ارتفاعات هستيم و طبيعت بسيار زيباي اين منطقه در نوع خود بي نظير است. كوه كيماس  به ارتفاع 1900 متر كوه هاي كرناس  به ارتفاع 1730 متر كوه سگريون  به ارتفاع 1650 متر در منطقه ي شهيون كوه سه نرون  به ارتفاع 1600 متر در منطقه ي سردشت و كوه دژ ممدلي خان به ارتفاع 1550متر اين قله در شمال غربي شهر سالند و دركيلومتر 25 جاده ابوالحسن واقع گرديده است . از آنجا كه صعود به اين قله فقط از يك مسير امكان پذير مي باشد ، لذا يراي كوهنوردان از جذابيت خاصي برخوردار است. همه ساله شاهد برپايي كمپ هاي نوروزي از طرف هموطنان در دامنه اين كوه زيبا و ديدني مي‌باشيم. جنگل ها و باغ ها : جنگل هاي مصنوعي شيرين آب: در كيلومتر 38 جاده دزفول به سردشت ، سمت راست جاده وجود دارد. داراي درختان بلند ، رودخانه دائمي ، محيط هاي باز با كوه ها وديداره هاي بلند است. در منطقه احمد فداله در ضلع شمالي كوه سالن روستاهاي خرميزان ، دله چنار و خيراتگه با هزاران هكتار جنگل هاي پر پشت بلوط ، ارژن ، كيكم ،بادام و هزاران روييدني خاص منطقه وجود دار دكه در تابستان سايه بسيار خوبي دارند. از ديگر مناطق جنگلي مي توان به مناطق جنگلي روستاهاي ابوالحسن ، ديوني و جنگل‌هاي منطقه آبشار شوي اشاره نمود. رودخانه ها : رودخانه سردشت: رودخانه اي  نسبتا عريض و طويل بوده كه در قسمت غربي شهر سالند قرار دارد ا زكوه هاي شمال سردشت و چشمه هاي ابوالحسن سرچشمه مي گيرد و بعد از عبور از روستاي كارنج و چشمه مو رد و اضافه شدن آب هاي اين منطقه به آن، رودخانه شور سردشت را تشكيل مي دهد كه با عبور از روستاي چمبره از دهستان سردشت خارج و به طرف ماهور برنجي طي طريق مي نمايد و نهايتا در پايين دست در منطقه كهنك زير شن ها محو مي گردد . رودخانه نمك: در جنوب شهر سالند درياچه نمكي وجود داردكه از رشته كوه هاي زاگرس منطقه و در كنار روستاي چشمه امام سرچشمه مي گيرد . نمك اين رودخانه منبع عظيمي از يد مي باشد. روخانه سزار: از دامنه هاي كوه هاي واقع در اليگودرز و سربند اراك  سرچشمه گرفته و در محل شهرستان درود به هم پيوسته و از پايين دست شهرستان درود در لرستان تا سد عظيم دز در خوزستان و شمال دزفول به نام رودخانه سزار در جريان است . تنگه سرا : در مسير جاده دزفول به سردشت بعد از سرازير شدن از گردنه معروف نخود كار با شيب بسيار تند به يك فلات و دشت بسيار وسيع با تپه ماهور هاي فراوان و درختان بلوط و بادام تنك مي رسيم در آنجا  رودخانه نسبتا بزرگي از زير جاده با مسيري غربي - شرقي كه به رودخانه تنگه سرا معروف است عبور مي كند و جلوه بسيار زيبايي به اين منطقه داده است . آب اين رودخانه ا زكوه سگريون در دامنه جنوبي منطقه ديوني  سرچشمه مي گيرد . چمن زارها ، تپه ماهور ها ، درختان كنار و بيد در فصل زمستان و بهار محل بسيار مناسبي را براي گردشگران و علاقه مندان به طبيعت خلق كرده است و در دو فصل مذكور اكوتوريست هاي  زيادي جذب اين منطقه مي شوند . وجود تپه ماهور هاي نسبتا بلند ورويش  مراتع و چمن زارهاي در دامنه  آنها ، چشم انداز بسيار زيبايي را ايجاد كرده و فرهنگ پياده روي و كوهپيمايي را در اين منطقه رواج داده است . اكثر گشت هاي دانش آموزي و دانشجويي و عمومي در اين منطقه انجام مي شود . از ديگر رودخانه هاي موجود در منطقه مي توان به رودخانه هايي چون گورآب ، آب لوره ، عجيروب ، شورآب ، شيرين آب و شوي اشاره نمود. آبشار ها و كول ها : كول پرزين:در مسير جاده سردشت به گتوند در منطقه روستاي پرزين، دره اي عميق و نسبتا پر آب وجود داردو روي اين دره پلي نصب شده كه مجموعه دره و پل را كول پرزين گويند . اين كول داراي چشمه ها، آبشارها و آبچكان هاي بسيار متنوع و متعددي است كه داراي آبي نسبتا گرم بوده و به نظر مي‌رسد آب اين آبشارها از منطقه غارهاي كارستي جاده سردشت به لالي تامين مي گردد . اين كول يكي از چشم اندازهاي بسيار زيبا جهت گردشگري و اكوتوريسم در منطقه مي باشدكه در تمامي فصول بخصوص پائيز و تابستان پذيراي طبيعت دوستان مي باشد .آب فراوان ، آبشارها و روئيدني هاي خاص منطقه در مسير و بستر كول بر زيبايي اين پديده طبيعي افزوده است.  در انتهاي اين كول ،كول ديگري شروع مي شودكه به آن كول اناري گويند و درختان انار وحشي دارد. از ديگر كول هاي موجود در منطقه مي توان به كول بهرام ، كول نرگه و كول توبيرون اشاره نمود . قلعه ها : قلعه توبيرون : در انتهايي ترين نقطه جاده شني كه به بستر دره توبيرون (38 كيلومتري جاده دزفول به سردشت ) ختم مي گردد ، آنجا كه به آب و درختان بيد مي رسيم در مقابلمان ديواره اي بلند نمودار مي‌گردد ، اين ديواره ضلع شرقي قلعه توبيرون است . قلعه توبيرون قدمت تاريخي داردكه احتمالا با توجه به سفال هاي پيدا شده در منطقه به زمان اشكانيان و ساسانيان برمي گردد . درياچه ها : درمنطقه مورد مطالعه درياچه طبيعي و مصنوعي وجود داردكه عبارتنداز:  درياچه تمي : اين درياچه طبيعي زيبا و بي نظير در ارتفاعات 3700 متري كوه كينو از توابع دهستان احمد فداله بوده كه در حد و مرز بين استان هاي خوزستان ، چهار محال و بختياري و لرستان واقع گرديده است . طبيعت بكر، و دست نخورده اين درياچه به قدري زيبا مي باشدكه كساني كه اين درياچه را از نزديك ديده اند به تعريف و تمجيد خاصي از آن پرداخته اند .   بیشه عباس آباد بیشه عباس آباد در 5 کیلومتری جنوب غربی دزفول واقع شده و در راستای حرکت رودخانه دز، به سمت جنوب  شرق ، امتداد پیدا می کند.  در اطراف این بیشه روستاهای متعددی وجود دارد که از آن به روستای محمد بن جعفر، کویخ، عزیب بوحمدان، بهشتی و عباس آباد ( که نام این بیشه نیز برگرفته از نام همین روستاست ) اشاره کرد که ساکنان این آبادی ها را اغلب ، عشایر عرب منطقه تشکیل می دهند . گیاهان این خطه معمولاً  به صورت بوته و درختچه است و بیشترین گونه گیاهی این بیشه را تیره های مختلفی از درخت بید تشکیل می دهد ولی گونه های دیگری چون خرزهره ، تمشک وحشی ، گز و بوته ای معروف به ملی که محل اصلی زندگی پرنده ای زیبا به نام دراج است نیز وجود دارد. در ضمن نوعی نی که از آن قلم نی معروف دزفولی ساخته می شود در این منطقه به صورت خودرو روییده می شود. به دلیل عبور رودخانه دز از میان این بیشه و نیز طغیان رود در فصول بارانی و آبگرفتگی بخش های وسیعی از بیشه ، جنس زمین آن غالباٌ گلی بوده و از ماسه های آبرفتی رودخانه تشکیل شده است و مناطق باتلاقی نیز در آن دیده می شود. آب رودخانه در این منطقه به دلیل طی کردن مسیری طولانی ، رنگی تیره داشته و دمای آن نیز نسبت به بالا دست رود، گرم تر است. با توجه به اقلیم و جنس بستر رود، گونه های مختلفی از گربه ماهی ، مارماهی و ماهی گل خورک در آن به وفور یافت می شود. پرندگان زیادی چون حواصیل، اردک وحشی، لک لک، عقاب، جغد و بوف و پرنده زیبایی به نام دیدمک و بسیاری گونه های مهاجر که در فصول سرد به این منطقه مهاجرت می کنند نیز وجود دارد. از حیوانات درنده این منطقه می توان به کفتار، گرگ، شغال، روباه و گراز اشاره کرد البته حیواناتی چون جوجه تیغی ، سگ آبی ، موش خرما و ... نیز در این محل زندگی می کنند. شایان ذکر است گفته شود که گونه ای از آهوی ایرانی موسوم به مارال مختص منطقه شمال خوزستان می باشد در این منطقه زیست می کند.      دره توییرون "توبيرون" جاذبه اي گردشگري در شمال دزفول   ازدير باز هرجا آب ودرخت در كنار هم بوده اند توجه انسان زيبا پسند را به خود جلب كرده است. منطقه دزفول وبويژه شمال آن بدليل شرايط آب  وهوائي مناسب چشم انداز زيبائي را براي گردشگران فراهم كرده است كه علاوه بر جاذبه  هاي طبيعي كوههاي سر بفلك كشيده ،دره هاي عميق وزيبائي وجود دارند كه توجه گروههاي گردشگري را جلب كرده است. دره "توبيرون"  در مسيري به طول 35 تا 40 كيلومتر در شمال دزفول واقع است كه ديواره‌هاي رفيع آن با ارتفاع 200 تا 250 متر وانبوه درختان  انگور، انجير وحشي، برگ ‌‌هاي شاووشان، آبشارها و آب ‌ چكان ‌ ها جلوه بسيار زيبايي به اين دره ‌ ها داده است كه چشم هر بيننده ‌ اي را  محو تماشاي خود مي ‌ سازد. "تو" در لهجه دزفولي بمعني تب (گرما) و توبيرون بمعناي مکاني که گرما را از تن ميزدايد وگفته مي شود كه در قديم براي كاهش آلام درد  بيماري ها از اين محل استفاده مي شده است وحتي مناطقي از اين دره زيبا شکارگاه خوبي براي صيادان نيز بوده است.  اين دره حاصل هزاران سال فرسايش آبي حاصل از بارندگي هاي فصلي درحوضه هاي بالاتر و سرازير شدن تند آبها در کوه و تپه  ميباشندبنحوي كه در فصول خشک عمق زياد دره مانند يک زهکش عمل کرده و آب سفره هاي زير زميني را جمع كرده و آب در کف دره  جاري ميشود، بطوريکه در بعضي قسمتها از ديواره و کف دره آب زلال تراوش ميکند. جالب است كه بدليل شرايط مناسب دماي هوا در درون دره با بيرون آن در حدود 10 درجه خنك تر است واين هواي خنك براي منطقه  گرمسيري خوزستان در تابستان غنيمت است و همين خنكي هوا وجاري بودن آب شرايط مساعدي را براي رشد گياهان ودرختان فراهم  كرده است. سريعترين مسير رسيدن به توبيرون از طريق جاده دزفول سردشت در نزديكي منطقه تنگ سرا امكان پذير است كه از اين طريق به قسمت  مياني دره و بخش جنگلي آن متصل است اما از طريق ابتداي جاده دزفول شهيون نيز مسير دسترسي به توبيرون وجود دارد كه البته تا نقاط  زيباي دره حدود 4 ساعت پياده روي فاصله وجود دارد. دره کايد دره کايد منطقه زيبا و کم نظير دره کايد رنگين کمان رنگ هاست . کنار هم قرار گرفتن رنگ هاي طبيعي منظره هايي روح نواز و کم نظير در اين منطقه به وجود آورده است. منطقه دره کايد در شمال شهرستان دزفول قرار دارد.     كوه هفتنون  هفتنون (هفت تنان (   هفتنون كه برخي آن را غار اصحاب كهف تلقي مي كنند در ميان دره اي در رشته كوههاي شمال دزفول قرار دارد . مسير هفتنون از طريق جادۀ سردشت به طرف روستاي گوروي است و از آنجا پس از طي 19 كيلومتر جادۀ ماشين رو به روستاي عليداد دو دانگه و بعد از اين روستا از كنار دز ممدلي خان به طرف بقعۀ بوالحسن بايد رفت و از آنجا به بعد پياده روي و بالا كشيدن و كوه پيمايي چندين ساعته آغاز مي شود . در اين مسير زيبايي ها و چشم اندازهاي شگرف طبيعت ، درختان بادام و بنك و بلوط و كلخنك و چشمه ساران فراوان ، چشم هر بيننده را خيره مي كند ، به خصوص اينكه انسان تا دوردستها را در زير پاي خود مي بيند . بعد از رسيدن به بالاي قله، سرازيري پنج ساعته با شيب تند براي رسيدن به بقعه كه در عمق دره قرار دارد ، آغاز مي شود .در اين مسير حتي به اندازۀ دو متر زمين مسطح و صاف وجود ندارد و اگر شخص در چندين نوبت توقف نكند و مسير را يكسره پايين بيايد ، به دليل فشار زياد بر روي پنجه هاي پا ، در زير ناخن هاي پايش، خونمردگي ايجاد خواهد شد .  در اين مسير ديدني زياد است ولي آنچه بيش از همه جلب توجه مي كند وجود يك صخرۀ استوانه اي باريك و بلند به شكل تيرهاي برق است ولي با ارتفاعي حدود صد متر كه در نوك اين صخره يك درخت كنار سرسبز قرار دارد و معلوم نيست اين درخت در آن بالا از كجا آب مي خورد . بقعه در ته دره در شكاف بزرگي از كوه قرار دارد كه با كشيدن ديوارهايي از سنگ و گل آن را به شبه اطاقهايي تبديل كرده اند و نهر بزرگي هم در جلوي اين اطاق گونه ها جاري است . در بغل بقعه قطعه سنگ بزرگي وجود داشته كه جاي پاي يك انسان درشت پا ، به طور طبيعي بر روي آن نقش بسته بوده و اهالي محل معتقدند كه اين نقش ، جاي پاي علي (عليه السلام) بوده است . مع الأسف طماعان گنج ياب به هواي رسيدن به عتيقه ، از اين سنگ يك تني هم نگذشته اند و آن را از جاي كنده و معلوم نيست چه به روز آن آورده اند . در اين بقعه ، پتو ، چراغ ، ظرف ، قوري ، كتري ، سيني ، قند ، چاي و خيلي چيزهاي ديگر يافت مي شود كه متعلق به زوار بوده اند و نتوانسته اند در برگشت از اين مسير دشوار آنها را با خود حمل كنند . بعضي هم معتقدند كه اسباب و وسايل و رختخواب و خوردنيها را نبايد از بقعه برگرداند .    کوه لنگر کوه لنگر کوه لنگر با ارتفاع 2337 متر در بخش سيد ولي در شمال شهرستان دزفول و به فاصله 90 كيلومتري از شهر دزفول قرار دارد. و يکي از منطق زيبا و بکر طبيعي است که مردم علاقمند و گروه هاي کوهنوردي زيادي براي استفاده از طبيعت چشم نواز آن به اين منطه مي روند     کوه سگريون کوه سگريون كوه سگريون يکي از کوه هاييست که قله آن برفگير است. اين کوه 1450 متر ارتفاع دارد و به فاصله 73 كيلو متر در شمال شهرستان دزفول در بخش شهيون واقع است . جهت اصلي كوه شمال شرقي و جنوب غربي ايران به طول جغرافيايي 56/48 و عرض جغرافيايي 38/33 مي باشد . به دليل آسان بودن مسير، از تمام جهات مي توان به آن صعود كرد . لذا براي كوه پيمايي و آموزش اصول اوليه كوهنوردي بسيار مناسب است. از نظر طبيعت و سر سبزي و چشمه هاي آب و درختان وحشي در ماه هاي بهمن-اسفند و فروردين براي سعود بسيار مناسب است.     رود دز رود زيباي دز از شمال وارد شهر دزفول شده و در طول مسير خود مناظر زيبا و بي بديلي را به وجود آورده است . در کنار آن کت ها ، پارک ها و درون آن پل ها و آسياب هاي زيباي ساخته شده که هر کدام ويژگي و شکوه خاص خود را دارد. رودخانه دز، ازكجا مي آيد؟ يكي ازسرچشمه هاي رود دزازمغرب بروجرد سرچشمه مي گيرد كه مركب ازدوشعبه ممتازودورازهمديگراست،يكي شعبه شمالي وديگري شعبه جنوبي،آبهاي ناحيه ي سيلاخورِبروجردوعلي آباد به شعبه شمالي مي ريزد وشعبه جنوبي كه ازجاپلق گلپايگان سرچشمه مي گيرد، ازدامنه قليان كوه عبور مي كند ودرخاك بختياري مجددا به شعبه شمالي ملحق شده ودرنهايت دربندِ قيرخوزستان به كارون متصّل مي شود، محلّ اتصال دوشعبه جنوبي وشمالي را بحرين يا ميان دوآب مي گويند.   آب ما ربُرون يكي ديگرازسرچشمه هاي رود دز،آب ما ربُرون،يا ماربُرَه است كه ازدل كوه هاي زردكوه بختياري جاري مي شود وجالب است كه بدانيد،سردي اين آب بقدري است كه مارخزنده اي ذوحياتين است ودرشرايط متفاوتِ گرما وسرماي زيادِ خشكي وآب به راحتي خود راوقف مي دهد وازدرجه مقاومت بالائي برخورداراست،دراين آب فورا مي ميرد وبه اين جهت اين آب بنام ماربُرهَ«بُرنده مار»معروف شده است وسببِ عدم انجمادِ اين آب جاري بودنِ آنست وقطعا اگركسي داخل آن بشود ويادرآن بيفتد، بلافاصله خونش منجمد مي شود ومن يكبار دستم را درحوالي تونل كوهرنگ،داخل اين آب زدم فورا دستم ورم كرد وقرمزشد.البته هرچه ازدهانه ومدخل اين آب فاصله گرفته شود وآب مسيرهواي آزاد وتابش خورشيد راطي كند، ازشدّت سردي آن كاسته مي شود،هرچند درآنجا كه دامنه زردكوهِ بختياري است، درتيرومرداد هم انباشته از برف است.اين آب دوشعبه مي شود،يكي ازاين شعبه ها به طرف خوزستان سرازير مي شود وبه رود دز مي پيونددودرمنطقه اي بنام سراز وگندِ لسون،كه كمي پائين ترازايستگاه راه آهن شهبازان است،به درياچه پشتِ سدّ دزملحق مي شود وشعبه ديگر آن هم ازهمان ابتداي مد خل، به طرف كوهرنگ وچلگِرد وفارسان وپل معروف زمان خان جاري ونهايتا به سدّ كوهرنگ مي رسد وچلگِرد آب ديگري بنام چشمه ديمَه به آن ملحق مي شودكه تركيب اين دوآب،آبي بوجودمي آيد،كه اين موثرترين،درمان براي انواع دردهاي كليه ومثانه وحالب وساير مجاري ادراري است  ومن دريكي ازسفرهايم يك بشكه 20ليتري ازاين آب باخودم بدزفول آوردم وبه هركس كه دادم به قدري موثربود كه بعدبا من تماس گرفتند وآدرس خواستند ورفتندوآوردند ونتيجه هم گرفتند،كه اي كاش،قدراين آب وخاك عزيزرابيشترمي دانستيم،درهمين راستا،كناراين رودخانه،ازطرف دولت،درحدّفاصل بين چلگِرد ومحلّي بنامِ فراموشجان، ساختمان بزرگ وزيبائي درست شده كه با دستگاه،اين آب را دربُطري هائي پلمپ وبسته  بندي كرده وبه خارج صادرمي كنند. يكي ديگرازسرشاخه هاي رود دز،آب بختياري است كه درمنطقه شِوري،با آبِ آبشارشِوي ممزوج شده ودرمنطقه روستاهاي دادا وتات خيري كه كمي پائين ترازتَلِه زنگ عليا وسُفلي قراردارند،با آبي كه از دو رود وبيشه پوران جاري است يكي شده وبه طرفِ دزفول سرازيرمي شوند.ازآبهاي ديگري كه ازسرچشه هاي آب دزفول محسوب مي شوند، رود تيره،رودِ زاز ورود سرخ ورود فصلي بالا رود قابل ذكرند.ضمناسرچشمه هاي متعددِ،كول اِشكفت زرد،كول خِرسون،كول كموترون، درمنطقه شيهون وچشمه هاي مناطق توبيروto:biru ودُمبِ گِرزكه اززيرگِلال هاي ريگناكي مانندِگلال ليلَه حيدري و گِلال،دَس مَشون وغيره، درمحلّ كوپيته به رودخانه دِز ملحق مي شوند.   اسامي محلّي مناطق مختلف رودِ دز رو،دَس مَشون-رو،تال خاني-رو،چَم ياچِم گردو cam gardo-رو،پوزمَه puzoma-رو،گله گه«گله گاه»ga:1aga-رو،راقون- رو،قاطرون- رو،بارو- رو،زيرقُبهَ، رو،تَخ سلظون- رو،كرنوسيون- روسرميدون-رو،زَنون-روخراطون-روقَلَه(قلعه)-رو،صوبيون-رو،قَصابون.                 روستاي نورآباد روستاي نورآباد يكي از مناطق زيبا و ديدني شهرستان دزفول است كه در منطقه شهيون در شمال شهرستان قرار دارد. اين منطقه از چند نظر داراي اهميت گردشگري است. اول قسمت تاريخي روستا كه پيري نيز در آنجا مدفون است و از خانه هاي اطراف آن هنوز آثاري از آن به جاي مانده است. دوم طبيعت سرسبز و چشم نواز ، چشمه هاو چمن زارهای اطراف روستا که در فصل بهار بسيار ديدني است . همچنين در نزديكي اين روستا آبشار بسیار زیبایی است كه بيش از 20 متر ارتفاع دارد از ديگر ويژگي هاي اين روستا غاري است كه در نزديكي روستا وجود دارد. غار نورآباد: اين غار در كنار جاده دزفول- ليوس در نزديكي روستاي نورآباد قرار دارد و يك غار تونلي است و در بعضي از فصول سال داراي آب مي‌باشد. در منطقه نورآباد به دليل تركيبات آهكي و گچي امكان دارد غارهاي ديگري نيز وجود داشته باشد.                                    
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 12:39  توسط امین رضایی  |